رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - پيش گفتار
گرايشهاي روانشناسي تبليغات، روانشناسي صنعتي، روانشناسي باليني، و روانشناسي قانوني، روانشناسي مدرسه، روانشناسي کودکان استثنايي، روانشناسي مشاوره، و ... اشاره کرد.
همچنين در علم اقتصاد نيز با چنين دستهبندي مواجهيم. گذشته از مسائل و نظريات توصيفي اقتصاد که به بيان روابط انساني در حوزة تعاملات اقتصادي ميپردازد و سعي ميکند پرده از عوامل علّي و آثار آنها برگيرد، بخشي معظم از مطالبي که در اقتصاد مورد بحث و نظريهپردازي قرار ميگيرد به چگونگي استفاده از اين روابط در حل و فصل معضلات اقتصادي و هدايت روابط اقتصادي در جهت مطلوب مربوط ميشود. به اين بخش از اقتصاد، گاه نظام اقتصادي، گاهي مکتب اقتصادي، و زماني اقتصاد دستوري گفته ميشود. نگاهي به رشتههايي مانند: اقتصاد خانواده، اقتصاد بازرگاني، اقتصاد کشاورزي و منابع طبيعي، اقتصاد سياسي، اقتصاد بينالملل، اقتصاد رفاه، اقتصاد انرژي، و ... به خوبي بيانگر چنين رويکردي در مطالعات اقتصادي است. در کاربردهايي اينچنين، علاوه بر روابط علمي و علّي و معلولي، ملاحظات ارزشي نقشي برجسته دارند و به توصيه ها و دستورالعملهايي خاص منجر ميشوند. طبيعي است که هر مکتب فکري ـ ارزشي به تناسب مباني خود ممکن است دستورالعملهايي غير از ديگر مکاتب داشته باشد. در هر صورت، «علم» بر اساس اين اصطلاح عام، شامل هردو طيف مسائل ميشود و هم کشف پديدهها در قلمرو آن قرار ميگيرد، و هم دستورات و توصيههاي خاص براي تغيير آنها.