رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٩ - پيش گفتار
در اصطلاحي ديگر، به جاي تأکيد بر حالت شخص عالِم از نظر يقين روانشناختي يا عدم آن، بر رابطة ادراک با واقعيت مربوط تأکيد ميشود، به اين معنا که اگر شناخت مطابق با واقع و نفس الامر باشد، «علم» ناميده ميشود، و در غير اين صورت، «جهل» خواهد بود. اگر علم، مطلق کشف واقع باشد، به اين معناست که روشهاي متعدد دارد و ممکن است با روش تجربي کشف شود يا با روشهاي عقلي، نقلي و تاريخي، وحياني، و يا حتي شهود و علم حضوري. طبق اين تعريف، علم ميتواند متناسب با اين روشها اسمهاي مختلفي داشته باشد، مانند: علم تجربي، علم ديني، علم عرفاني، علم تاريخي، علم فلسفي، و... . اگر علم را شامل علم حضوري و حصولي بدانيم، بايد گفت: در علوم حضوري مخالفت با واقع معنا ندارد، بنابراين همة علوم حضوري بر اساس اين اصطلاح، «علم» محسوب ميشوند. اما علوم حصولي ممکن است مطابق با واقع باشند يا نباشند. از ميان علوم حصولي، بديهيات اوليه و وجدانياتي که مستقيماً از علوم حضوري گرفته ميشوند نيز مطابق با واقعاند و بدون شک «علم» به اين معنا هستند. اما بخشي از علوم حصولی که از بديهيات اوليه و وجدانيات نيستند و بعضاً از بديهيات استنباط ميشوند، احتمال خطا و عدم مطابقت با واقعيت در آنها وجود دارد، که درصورت عدم مطابقت، «علم» به اين معنا نخواهند بود، حتي اگر شخص مُدرِک به آن اعتقاد جزمي و يقيني داشته، هيچگونه شک و شبههاي در درستي آن به خود راه ندهد.