رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٨ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
است تا انسان بالقوه را انسان بالفعل کند و او را به کمالات انسانی برساند. انسان باید به وسیله اعمال و اندیشههای اختیاری خود به تکامل برسد، پس میبایست دستورالعمل و خطمشی صحيحي داشته باشد و ارزشهایی را معتبر بداند که او را به اين هدف ميرسانند. هدف دین آن است که این ارزشها را به او عرضه کند، و خط مشیهای کلی، و دستورالعملهاي مشخص را در اختيار او قرار دهد.[١]
اين رابطه در علوم انساني دستوري جديتر است و برای حل بسیاری از مسائل دستوري روانشناختي، جامعهشناختی، تربيتي، اقتصادي، حقوقي، و مانند آنها ميتوان از آموزههاي وحیاني کمک گرفت. برخي از نتایجی که مثلاً جامعهشناسان باید برای به دست آوردن آن سالیان طولانی تلاش کنند، و در پایان هم نمیتوانند به راهحلي یقینی برسند، را میتوان از طریق دستورات ديني بهدست آورد. البته معنای این سخن آن نیست که روشهاي علمی را کنار بگذاريم، بلکه روشهاي علمی (اعم از عقلي و تجربي) هم راههايی براي کشف حقايق و راهيابي به سعادتاند که باید دنبال شوند و از نتایج آن بهره برده شود؛ ولی نبايد فراموش کنیم که بخشي از آنچه از چنين فعالیتهايي علمی انتظار داريم، هماکنون در قالب آموزههاي
[١] محمدتقي مصباح يزدي، «رابطه ایدئولوژی و فرهنگاسلامی با علوم انسانی»، در مجموعه مقالات وحدت حوزه و دانشگاه و بومی و اسلامی کردن علوم انسانی، ٢٧ آذر ١٣٧٨، ص ٨٤–٨٠.