رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧١ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
در علوم انساني، ميتوان علم اقتصاد را مطالعة رفتار اقتصادي انسانها بهمنطور کشف روابط ميان آنها و مهندسي رفتار اقتصادي در جهت کسب ثروت بيشتر تعريف نمود. ولي اگر از افقي بالاتر نگاه کنيم خواهيم ديد که همه اين علوم زيرمجموعههاي يک نظام هماهنگ و پيچيدة عظيم را تشکيل ميدهند، و ميتوانند در خدمت تحقق يک هدف نهايي قرار گيرند. غالباً اين هدف نهايي گاه بهصورتي غريزي و ناخودآگاه، و گاهي آگاهانه بر اساس نظام باورها و ارزشهاي صاحبان مکاتب مختلف تعيين ميشود. علوم سکولار که بر پايههاي مادهگرايي و انسانمحوري بنا شدهاند، عموماً اين هدف را رفاه و لذت مادي در اين دنيا تصور کردهاند، و اهداف علوم را بر همين اساس تنظيم ميکنند. شناسايي اين هدف نهايي و تنظيم اهداف علوم مختلف در راستاي تحقق آن ميتواند در جهتدهي صحيح به آنها و رساندن انسان به کمال نهايي خود نقشي مهم و بيبديل داشته باشد.
از ديدگاه ديني، انسان از يک نظر دارای ابعاد فردی و اجتماعی، و از منظري ديگر، داراي ابعاد اخلاقی، حقوقی، اقتصادی، سياسي، تربيتي، و ... است. مطالعة هر يک از اين ابعاد علم انساني خاصي ـ همچون علم اقتصاد يا سياست ـ را پديد آورده است، همانگونه که فعاليتهاي علمي براي هدايت اين ابعاد بهسوي برآوردن اغراض مطلوب، نظامهاي خاصي ـ مانند نظام اقتصادي يا سياسي ـ را ایجاب کرده است.
هنگامي که سخن از علم ديني در قلمرو علوم انساني بهميان