رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٢ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
ميتوان بر اين عوامل چيره گشت و تأثير آنها را خنثي نمود، و اين است معناي تقواي علمي.
نکتة مهم در اين ميان آن است جاي که اينگونه تأثيرات ميان عوامل رواني، ذهني، يا ارزشي با معرفت انسان عموماً در علوم دستوري است که با عمل انسان ارتباط پيدا ميکند. اما در علوم توصيفي محض که هدفشان کشف روابط علّي و معلولي ميان پديدههاست، اصالتا جايي براي تأثير ارزشها و عوامل فرهنگي وجود ندارد. در مقام کشف يک نظرية علمي خالص در مسائل توصيفي، گرايشهاي ارزشي، ديني، و فرهنگي نميتوانند دخالت کنند. البته از آنجا که گاه برخي از علوم توصيفي مقدمهاي براي علوم دستوري ميشوند، ممکن است ميل و علاقة شخص به پيامدهاي احتمالي عمليِ يک مسأله، هرچند ناآگاهانه، بالعرض بر فهم توصيفي او نيز تأثير بگذارد. چنين تأثيري نيز ناشي از ضعف نفس پژوهشگر است که منافعش امر را بر او مشتبه کرده، وي را به درکي نادرست سوق ميدهد، و ناخوداگاه قضاوتي نابجا و غلط را بر ذهن او تحميل ميکند. اين تأثير بالعرض نيز قابل پيشگيري است و راه آن همان تقواي علمي است.
البته همة علوم نظري و توصيفي بر اصول موضوعهاي مبتنياند که بايد در علمي ديگر اثبات شوند، يا به اصول متعارفه و بديهيات اوليه منتهی شوند. روشن است که اگر کسي اين اصول موضوعه (يا به عبارتي، پيشفرضها) را نداند يا در آنها مسامحه کرده، به درک و باور غلطي رسيده باشد، در فهم خود از مسائل توصيفي