رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥٦ - ١ ١ ١ نقد مبنايي
فرهنگي بهناچار در هرگونه فهم و تحقيق علمي مؤثر است. اين نظر را بیشتر دو گروه مطرح ميکنند:
الف) گروه اول برخي از فيلسوفان علماند که معتقدند: دستيابي به واقعيت و کسب علم يقيني امکانپذیر نيست. ايشان بر اين باورند که معرفت بشري، نتايج تحقیقات، و گزارههايي که به عنوان علم ارائه ميشوند همگي متأثر از ذهنيات محققاند که مجموعهاي از باورها، ارزشها، و گرايشهايي است که ازپيش و ازطريق منابع مختلف وارد ذهن شخص شدهاند. از آنجا که ذهنيات و گرایشهای اشخاص با يکديگر متفاوت است، طبعاً درک و نتيجهگيري علمي آنها از مقدمات و مشاهداتشان نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و نتايج متفاوتي را بهبار ميآورد. اينگروه از فلاسفه علم نتيجه ميگيرند که نمیتوان گفت کدام نظريه علمي و کدام نتیجهگيري درست و کدام نادرست است، زیرا تنها هنگامي ميتوان به درستی يکي از نظريات رقيب حکم کرد که علم از عينيت برخوردار باشد، و بتوان نظريات علمي را کاملاً از مسائل فرهنگي، اعتقادات و باورها، و ديگر عوامل روحي و رواني که در نتیجه تأثيرگذارند، تفکيک نمود. بنابراین، به اعتقاد آنها، به دلیل تأثیر همیشگی عوامل ذهني در قضاوتهای دانشمندان، امکان دستيابي به هیچ باور یقینی وجود ندارد.
ب) گروه ديگر، کساني هستند که در مبحث علم ديني به تأمل پرداختهاند، و براي پررنگکردن نقش دين در علوم به ورطة افراط درغلطيدهاند. ايشان براي اثبات اين مدعاي خود که هر