رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٤ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
بهمعناي کنارگذاشتن همة علوم رايج و تأسيس علومي است با روشها و نتايجي متفاوت که مسائل علوم رايج را صرفاً با استفاده از آيات قرآن و احاديث معصومان حل و فصل نمايند. پاسخ اين است که ما هرگز ادعا نکردهايم که بايد تمامي علوم کنار گذاشته شوند و قضاياي علوم ـ ازجمله نسبيت انيشتين، فاصله کهکشانها، چگونگي معالجه فشار خون، و ... ـ با استفاده از قرآن و حديث اثبات شوند.
سخن ما اين است که اصول موضوعهي علوم موجود بايد در جاي خودشان اثبات شده باشند، و صرف اينکه آنها را به صورت پيشفرض درنظر بگيرند و به نتايج آن چشم بدوزند کافي نيست. اين اصول موضوعه يا از مسائلي است که بايد به سرپنجة عقل به اثبات برسند، يا از بديهيات ـ اصول متعارفهـ اند، و يا بايد با استمداد از وحي ثابت شوند. بسياري از علوم موجود چنين نيستند، بلکه با پيشفرضهايي معرفتشناسانه، هستيشناسانه، و انسانشناسانه که به اثبات نرسيدهاند، بنايي رفيع به نام علم ساخته و پرداختهاند و هنگامي که به مباني آنها رسيدگي ميکنيم درمييابيم که شالودة اين علوم سخت لرزان و سست است، بهگونهاي که ادعاهاي آنها با مباني خودشان در تضاد است. به عنوان مثال، روانشناسي تجربي بر آن است که روان انسان همان کارکرد مغز و سلسله اعصاب است و چيزديگري به نام روح مجرد وجود ندارد. اين ادعاي غيرعلمي درحالي است که ايشان غير از تجربه هيچ روشي را علمي و معتبر نميدانند. حال بايد پرسيد: کدامين تجربه عدم روح را اثبات کرده است؟! براي اثبات اينکه روح وجود دارد يا نه، ناچار با يک