رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٢ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
کردهاند، از يونانيان گرفته شده است؛ مطالبى از قبيل: عناصر اربعه و اخلاط اربعه مانند خون، صفرا، بلغم و سودا. ايشان در مطالب و تحقيقات خود به منابع و متون ديني تمسک نکردهاند، و چهبسا در آموزههاي وحياني نيز ذکري از اين مطالب نرفته باشد؛ پس به چه دليل بايد آن را طب اسلامي دانسته، از ديگر نحلههاي پزشکي متمايز سازيم؟
شايد اين شبهه به ذهن خطور کند که خارج کردن برخي از معارف و احکام عقلي و تجربي مانند بعضی از احکام عقلی فلسفه، منطق، و ریاضیات، و برخي مطالب پزشکي و مانند آن ـ از دايرة دين، مستلزم محدودکردن قلمرو دين به امور اخروي و درغلتيدن به وادي سکولاريسم است! ولي دقت در نکاتي که به آنها اشاره شد، اين توهم را رفع ميکند. ما تأکيد کرديم که قلمرو دين همة عرصههاي زندگي را دربرميگيرد، ولي اين شمول به معناي آن است که دين رابطة آنها با سعادت و شقاوت انسان ـ يا به عبارت ديگر تأثير آنها در هدايت انسان ـ را مد نظر قرار ميدهد، نه اينکه روابط صرفاً مادي و دنيوي ميان پديدهها و رفتارها با نتايج اينجهاني آنها را بررسي و از بهعنوان دين دربارة آنها داوري کند. رسالت دین این نیست که مهندسي، آشپزي، خلباني، کشتيراني، یا ... به انسانها بياموزد، زيرا خداوند براي شناخت و انجام اين امور ابزارها و راههاي مناسبي را در اختيار بشر قرار داده است. بعضی از این مسائل، مانند مباحث کلي متافيزيک، ماهيتي عقلي دارند و راه شناخت و حل آنها روش عقلي و فلسفي است. برخي ديگر مانند