رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٦ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
ضرري به «ديني» دانستن آنها نميزند، پس هرجا پاي عقل درميان باشد وصف «ديني» هم مناسبت پيدا ميکند، استدلالي ضعيف و مغالطي است، زيرا نه واژة «عقل» و نه «حجيت» در هردو جا به يک معنا بهکار نرفتهاند.
توضيح آنکه: موضوع علوم شرعي و تعبدي، مانند فقه، رفتار مکلفين است، و هدف آن نيز کشف و فهم ارادة تشريعي الهي است. راههاي کشف اين مسأله يا مراجعه به قرآن کريم است که خداوند متعال نازل فرموده است، يا بررسي سنت پيامبر اکرم صلياللهعليهوآله و امامان معصوم صلواتاللهعليهماجمعين است که پشتوانه عصمت دارد، و يا مراجعه به عقل قطعي است که بديهي يا قريب به بديهي باشد و در آن مورد حکم يقيني و ضروري داشته باشد. عقل در اينجا از منابع دين به حساب ميآيد و کاشف از اراده تشريعي خداوند است که ارزشها و بايد و نبايدهاي ديني را استنباط ميکند. اين دسته از ادراکات عقل اصطلاحاً «عقل عملي» ناميده ميشود. اما عقلي که در علم، فلسفه، صنعت، تکنولوژي، و ... به کار ميرود و واقعيات تکويني عالم را کشف ميکند «عقل نظري» است که به مطالعة پديدهها، و چگونگي تحقق آنها ميپردازد و کاري به رفتار انسان و خوب و بد آن و ارتباط آنها با دين و دستورات الهي ندارد. حوزة فعاليت عقل به اين معنا، از حوزة دين به معناي متعلَّق ارداة تشريعي خداوند جداست.
اما «حجت» نيز در اين استدلال به يک معنا به کار نرفته است. تعبير «حجت باطنی بودن عقل» از روايات اهلبيت عليهمالسلام گرفته