رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٤ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
خواهد بود. بر اساس این اصطلاح، علومی که اين ويژگيها را نداشته باشند، علوم غيرديني ناميده ميشوند، هرچند از قبيل ادبيات عربي، لغتشناسي، صرف و نحو، اصول فقه، رجال و مانند آنها باشند که براي فهم کلام خدا و متون ديني مورد نياز ضروري باشند و در عرف رايج (و بر اساس برخي ديگر از اصطلاحات) جزء علوم ديني به حساب آيند. طبق اين اصطلاح، علم ديني آن علمي است که موضوع و محمولش در متن دين مطرح شده است و راه اثباتش هم منابع ديني است.
حال اگر علم را تنها به شناخت مطابق با واقع اطلاق کنيم، علم ديني فقط دانستههاي مطابق با واقعي را شامل ميشود که صرفاً با روش نقلي از متون دين قابل استخراج باشند، اما اگر از «علم» مجموعة مسائل اراده شود (با صرف نظر از مطابقت يا عدم مطابقت آنها با واقع)، در آن صورت براي اتصاف آنها به دينيبودن، کافي است که پاسخي براي آنها از متون ديني بهدست آيد، هرچند مطابق با واقع هم نباشد. از سوي ديگر، اگر «دين» را به اعتقادات و ارزشها و احکامي منحصر کنيم که مطابق با واقع و نفسالامر باشند، تنها بخشي از شناختها و راهحلهاي اين علوم را ميتوان ديني دانست که با واقعيت اين مسائل نزد خداوند متعال مطابقت داشته باشد. و اگر دين را نيز مطابق با اصطلاحي اعم بهکار ببريم، و صرف استنباط از منابع ديني را در آن کافي بدانيم (همانطور که يکي از اصطلاحات دين همين بود)، در اين فرض، نظريه يا راهحلي که بر اساس روش نقلي صحيح از منابع ديني استنباط ميشود به