رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٨ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
ندارند، با همة نظريات مختلف، متغير، و گاه متناقضي که در آنها وجود دارد «ديني» تلقي شوند، چرا که هيچکدام از آنها با آموزههاي ديني تعارض و تنافي پيدا نميکنند. گويا بر اساس همين برداشت از علم ديني بود که بعضي از نهادها و مؤسسات در برههاي همت خود را مصروف اين امر کردند که با بررسي کتابهاي دانشگاهي در رشتههاي مختلف علوم، تنها مواردي را که با نظريات اسلامي تنافي دارند حذف يا جايگزين کنند، و از اينراه به اسلاميسازي علوم و توليد علوم ديني ياري رسانند.[١]
مطابق اين معنا از علم ديني، تنها علومي «ديني» نيستند که يا مانند سِحْر و جادو رشتهاي علمي با اهداف و روشهايي مخالف اهداف و ارزشهاي ديني باشند، و يا نظرياتي علمي باشند (و با استفاده از روش آن علم بصورت يقيني، ظنی، يا احتمالی اثبات شده باشند) که مورد قبول تعدادي از صاحبنظران آن علم قرار گرفتهاند ولي با آموزههاي صريح و يقيني ديني تنافي دارند. لازمة اين مدعا آن است که دين در زمينة موضوع، روش، و اهداف همان رشتة علمي، يا دربارة همان مسأله، يا دستکم دربارة اصول موضوعه و پيشفرضهاي آن، نظر صريح و اثباتشدهاي داشته باشد که نظرية علمي مربوط را رد کند. بنابراين، حتي اگر نظريات ديني مطرحي در نفي تئوريهايي علمي وجود داشته باشند که به حد يقين نميرسند، باز هم مجوزي براي غيرديني شمردن آن تئوريها
[١] اين روش به دليل نداشتن مبناي استوار نظري و فقدان معيارهاي مشخص، از ابتدا محکوم به شکست بود.