رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٢ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
برحسب آن، شريعتهاي الهي و احکام عملي آنها شکل ميگيرند. يکي از تفاوتهاي اين دو نوع ارادة الهي آن است که تخلف مراد از اراده تکويني خدا محال است. هر آنچه ارادة تکويني الهي به آن تعلق گيرد حتماً تحقق پيدا ميکند؛ برخلاف ارادة تشريعي او که مستلزم تحقق بيقيدوشرط متعلَّق اراده الهي نيست. آنچه خدا با ارادة تشريعي از انسانها خواسته است، در قالب دين از طريق پيامبران و معصومان بيان فرموده است، و انسانها ميتوانند با اختيار خود آنها را بپذيرند و عمل کنند، يا نپذيرند و به آنها تحقق نبخشند: «وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ»[١].
دين به اين معنا کاشف از ارادة تشريعي الهي است و نه کاشف از هر ارادهاي، تا شامل ارادة تکويني او هم بشود. آنچه در عرف رايج به «علوم ديني» معروف است، به مواردي مربوط ميشود که با مطالعه و بررسي متون ديني يا با استفاده از مقدمات يقيني و روش بديهي عقلي ميتوان خواسته خداوند متعال از انسان را استنباط کرد. این ارداة الهي به حوزة رفتارهاي اختياري انسان مربوط شده، از سنخ اراده تشريعي الهي است، و ارتباطي با اراده تکويني او ندارد. درمقابل، خواست و مشيّت خداوند اقتضا کرده است که زمين بر گرد خورشيد بگردد، نور و گرماي خورشيد زمین را بهرهمند گرداند، باران در اثر بخارشدن آب درياها و سردشدن آن در طبقات بالاي جوّ به زمين ببارد، و ... . اينها همه مصداقهايي
[١] کهف (١٨): ٢٩.