رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٨ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
(و نه الزاماً در يک کشور اسلامي)، توليد شده است. در اين کاربرد، علم اسلامی در حقيقت به معنای علمِ عالمان مسلمان است و بهتر است به آن علم مسلمانان گفته شود. توصيف چنين علمي به اسلامي بودنْ يک استعمال مجازي براي لفظ «اسلامي» است. شبيه اين کاربرد، جايي است که تعبير مديريت اسلامي به معناي «مديريت مديران مسلمان» بهکار میرود و محتواي آن نيز بررسي توصيفي نحوة مديريت مديران مسلمان در طول تاريخ است. چنين برداشتي از «مديريت اسلامي» گرچه از نظر ادبي صحيح است و علاوه بر توصيف واقعيات، ممكن است بتوان درسهايي عملي نيز از آن استنتاج كرد، اما وجه اتصاف آن به اسلام بسيار ضعيف و ناقص است، علاوه بر اينکه از نظر ادبي نيز استعمالي حقيقي به حساب نميآيد.[١]
يکي از وجوه مفروض براي جواز بهکاربردن وصف «ديني» دربارة يک رشته يا گزارة علمي آن است که موضوع علم، ارادة الهي باشد. در توضيح اين معنا ممکن است چنين گفته شود که اگر علم به معناي کشف واقع يا شناخت مطابق با واقع درنظر گرفته شود، درصورتي ديني است که دربارة ارادة تشريعي يا تکويني خداوند به مطالعه بنشيند، و از آنجا که هستي همة حقايق وابسته به اراده
[١] محمدتقي مصباح يزدي، پيشنيازهاي مديريت اسلامي، ص ٢٨٥.