رابط علم و دین - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - ١ ١ ١   راه حل منتخب
ميشد. به عنوان مثال، در محاورات عرفي گاهي گفته ميشود: «انسان دوپا». روشن است که قید در اینجا، قیدي توضیحی است، زیرا همه انسانهاي سالم دو پا هستند. همچنين است تعابيري چون «خداي قادر» و مانند آن. ولي در اکثر موارد، صفت به مثابة قيد احترازي است، و گوياي اين حقيقت است که موصوف داراي اقسامي است که برخي از آنها چنين صفتي را واجد بوده، بعضي ديگر فاقد اين وصفاند.
در ترکيب وصفيِ علم ديني، «ديني» صفتي براي علم است. آيا اين وصف توضيحي است يا احترازي؟ اگر قيد «ديني» توضيحي باشد، به اين معناست که هر علمي ديني است، ولي تلقي عمومي از اين ترکيب آن است که اين قيد احترازي است و حاکي از آن است که علم، در يک حالت و بر اساس يک سلسله ملاکها ديني است و در حالتي ديگر، غيرديني. از این رو، بايد بررسي کرد که علم ديني با علم غيرديني چه تفاوتي دارد. «علم ديني» در مقابل علم غيرديني به اين معناست که دو گونه علم داريم که هردو در «علم» بودن مشترکاند، ولي در برخي ويژگيها که به رابطة آنها با دين مربوط ميشود، با يکديگر متفاوتند. هنگامي که علم را به دين ربط ميدهيم و میگوییم: علم ديني، معنای ياء نسبت اين است که علمِ مطلق (که مَقسَم است)، خود به خود نه با دين خويشاوندي دارد و نه با آن سر ستيز و دشمني دارد، بلکه نسبت به آموزههاي ديني خنثاست. تنها بعد از آن که قيد «ديني» يا «غيرديني» به آن اضافه شود، نسبت مثبت يا منفي آن با دين مشخص ميشود. مانند واژة