ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢١ - آنجا كه دين پردهء تاريكى روى واقعيت مى كشد
صدق نيّت من حقيقت شما را براى من روشن ساخته است ( شما مرا نمى شناسيد ولى من شما را خوب مى شناسم ) من در سر راههاى روشن حق كه از ميان جادّههاى گوناگون ضلالت كشيده شده است ، نگهبانى شما را بعهده دارم . شما در آن جادههاى گمراه كننده بيكديگر مى پيونديد بدون اين كه راهنمايى داشته باشيد و چاه هايى را مى كنيد بدون آنكه به آبى برسيد كه شما را سيراب نمايد .
امروز مشكلات و رموز بىزبان را به سخن گفتن وادار مى كنم . كسى كه از من تخلَّف كند ، رأى روشن از وى گريزان است . از موقعى كه حق به من نشان داده شده است ، شكَّى نكردهام ) .
آنجا كه دين پردهء تاريكى روى واقعيت مى كشد چگونه پديدهء دين كه براى هشيارى آدميان و گريز از تخديرها است وسيلهء ناآگاهى و تخدير مى گردد .
چگونه پديدهء دين كه براى آشكار ساختن واقعيات است ، پردهء تاريكى روى واقعيات مى كشد چگونه پديده دين كه براى تحقق بخشيدن به عدالت است ، وسيلهء ستمگرى مى شود چگونه دين كه براى اعتلاء و تكامل است ، عامل ركود و عقب نشينى مى گردد همه مى دانيم كه سرتاسر تاريخ بشرى پر از سوء استفادههاى نابكارانه از عاليترين وسايل حيات مادى و معنوى است .
تنها بعنوان نمونه كافى است كه پديدهء دانش آن عاليترين وسيلهء اعتلاء و تكامل را منظور نماييم كه چگونه توانسته است در دست بشر وسيله اى براى نادانىها و بيدادگرىها باشد . همواره چنين بوده است كه چشمگيران و به اصطلاح قرآن « ملأ » براى تثبيت موقعيتهاى خود ضرورىترين و مفيدترين وسيله را در راه رسيدن به هدفهاى شخصى خود با بدترين وضعى مورد بهره بردارى قرار دادهاند ، ولى در مقابل اين هوى پرستىها ، قانونى حيات بخش داريم كه پاسدارى ارزشها را با جدّيت تمام بعهده گرفته است .
كجروان تاريخ هر چه مى خواهند انجام بدهند آن عدالت قانون حيات بخش بشرى است كه بدون آن ، زندگى خود را خشك و بىمغز مى يابيم .