ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٥ - ناخود ساخته ، خود ساخته ، خدا ساخته
بسازيم و آرمانهاى اعلاى زندگى را در اختيار شما بگذاريم و بدنبال كار خود برويم بلى ، شما با پندارهاى ديگرى هم خود را دلخوش مى داريد و در دريايى از نشاط و انبساط فرو مى رويد ، و آن اينست كه بعد از من رهبرى سراغ شما را خواهد گرفت كه : كفش خود را وصله بزند لباس وصله دار بپوشد بر هوى و هوسها و تمايلات خود پيروز شود خود را جزئى از شما بداند درد و درمان اجتماع را تشخيص بدهد و شب و روز در راه مداواى دردهاى اجتماع به تكاپو افتد ، دشمن و دوست را در مقابل عدالت يكسان قرار بدهد براى به فعليت رسانيدن استعدادهاى نهفتهء آدميان نه تنها كمترين دريغ و مضايقه اى نداشته باشد ، بلكه آن را اساسىترين هدف رهبرى خود قرار بدهد ، اهميّت حياتى به معاش شما قائل شود . از خونريزى بناحقّ ، واقعا گريزان باشد ابو ذرها بسازد ، سلمانها تحويل اجتماع بدهد ، مالك اشترها و ميثم تمار و اويس قرنى و عمّارها تربيت كند و آنان را مانند مشعلهاى فروزان فرا راه تكامل اجتماع شما قرار بدهد ٣٥ - « فانّا صنايع ربّنا و النّاس بعد صنايع لنا » [١] .
( ما ساختههاى پروردگارمانيم و مردم ساختههاى ما مى باشند ) .
ناخود ساخته ، خود ساخته ، خدا ساخته اگر عوامل انسانى و طبيعى سدّ راه مادهء اصلى آدمى ( اسپر - اول ) نباشد ، اين ماده مراحل رشد را سپرى مى كند و به شكل يك انسان در مى آيد و بوجود خود ادامه مى دهد . مسلم است كه در امتداد اين جريان ، موجوديت آدمى از اجزاء و پديده هايى تشكل مى يابد كه معلول عوامل برونى و جوشش نيروى درونى حيات مى باشد .
همچنين در مسير اين جريان ، دانستنىها و توانستنىهاى آدمى در اشكال مختلف افزايش و گسترش پيدا مى كند . انواع انديشهها و تعقل و رشد عناصر شخصيت
[١] ك شمارهء ٢٨ ج ٣ ص ٣٦ .