ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٧ - كسى كه از اعماق واقعيات آگاه نيست ، نمى تواند از شك و ترديد در امان باشد
آن همه شيفتگى و بيقرارى و محبت الهى را دارا شود و گرايش و عبادت خود را ما فوق مجراى معامله گرى قرار بدهد .
بلى ، او است كه مى گويد :
٧ - « الهى ما عَبَدتُكَ خَوفاً مِن عِقابِكَ وَلا رَغْبَةً فى ثَوابِكَ وَلكِن وَجَدتُكَ اهلًا لِلعِبادَةِ فَعَبَدتُكَ » [١] .
( اى خداى من ، ترا نه براى ترس از عذابت عبادت كردم و نه براى تمايل به پاداشت ، ترا شايستهء عبادت ديدم و بندگيت نمودم ) .
سه - سخنان او در الهيات ، چه در نهج البلاغه و چه در منابع معتبرى كه از آن شخصيت نقل شده است ، عارى از هر گونه بازيگرىهاى ذهنى و ساخته شدههاى مغزى معمولى است ، چنانكه در موقع تفسير الهيات نهج البلاغه خواهيم ديد ، آن حقيقتى را كه على بن ابي طالب ( ع ) معرفى مى نمايد و اوصاف و رابطهء او را با جهان هستى بيان مى كند ، جز با تجلى خود آن مبدء اعلا در درونش امكانپذير نمى باشد . مى گويد : « من هرگز شك نكردهام » .
كسى كه از اعماق واقعيات آگاه نيست ، نمى تواند از شك و ترديد در امان باشد در طول تاريخ علم و معرفت ، شمارهء كسانى كه موفق به آگاهىها و شناسايىهاى چشمگيرى شدهاند فوق العاده كمتر از شمارهء افرادى است كه به ديدن و شناختن سطحى قانع بوده و با يك « من سطحى » در پديدههاى سطحى از جهان هستى روزگارشان سپرى شده است . آن شمارهء بسيار محدود نيز بنوبت خود ، به دو گروه عمده تقسيم مى شوند : گروه يكم - كسانى هستند كه ديدگاه آنان از محدودهء موضوعات مورد بررسىشان تجاوز نمى كند ، مانند اكثريت قريب به اتفاق دانشمندان كه يك يا چند قلمرو از جهان طبيعت را مانند نمودهاى فيزيكى معين يا شيميائى مشخص ، مورد مطالعه و تحقيق قرار مى دهند و همچنين يك يا چند موضوع انسانى را مانند حقوق ،
[١] شرح نهج البلاغه ابن ميثم بحرانى ج ١ ص ٨٠ .