ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٨ - عناصر موجوديت فرد و ابعاد آن
يكى ديگر از عوامل شكل پذيرى و توجيه شدن فرد بوسيلهء اجتماع است .
اين احساس درونى مخصوصا موقعى كه فرد با اكثريت و اجتماع روبرو مى شود ، بطورى شدت پيدا مى كند كه خود را در آن اكثريت و اجتماع هضم شده در مى يابد .
ديدگاه دوم - از نظر رابطهء قراردادى
ديدگاه دوم - از نظر رابطهء قراردادى مقصود ما از رابطهء قراردادى فرد و اجتماع اينست كه يك عدّه مسايل قرار دادى در طول تاريخ و در هر جامعه اى با اختصاصات هر يك ، فرد و اجتماع را از يكديگر تفكيك كرده براى هر يك از آن دو ، منطقهء جداگانه اى منظور نموده است .
اين رابطه در جوامع و ملل ديروز و امروز وابسته به تفسير موجوديت فرد در مقابل اجتماع و ارزيابى آن است .
چه بسا ارزيابى و تفسيرى كه براى فرد در يك جامعه اى صورت گرفته و در نتيجه از حقوق و قوانين معينى برخوردار مى شود ، در جامعهء ديگر قابل پذيرش نبوده باشد .
البته مسلم است كه تفسير هويت فرد و ارزيابى آن در تحليلها و علت جويىهاى نهايى به امور و پديدههاى طبيعى مخصوص هر جامعه مستند ميباشد ، ولى تفكيك و تنظيم دو منطقه فرد و اجتماع از يكديگر بوسيلهء حقوقهاى قراردادى صورت مى گيرد .
ديدگاه سوم - نظر به ماهيت انسان
ديدگاه سوم - نظر به ماهيت انسان در هنگام بحث و شمارش اصالتها و مختصات و ارزشهاى انسانى ، ماهيت كلى انسان مطرح مى گردد و كميّت افراد چه بطور گسيخته و چه بطور تشكل يافته ناديده گرفته مى شود ، زيرا نظر به ماهيت انسان چنانكه به خصوصيات غير قابل توجه فردى بستگى ندارد ، همچنان كميّت افراد را منظور نمى نمايد . از اين ديدگاه رابطهء فرد و اجتماع رابطهء امواج با يكديگر است كه از يك دريا سر بر مى كشند .
استناد ذاتى امواج به دريا كاملا طبيعى و روابط آن امواج با يكديگر و همچنين رابطهء آن امواج پس از بوجود آمدن و تعين با دريا قراردادى ميباشد .