ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٣ - دوم - جبران خليل جبران
توضيحى در بارهء دو جمله از جبران خليل جبران
توضيحى در بارهء دو جمله از جبران خليل جبران دقت كنيد .
جملهء يكم
جملهء يكم - « من معتقدم كه فرزند ابي طالب نخستين عرب بود كه با روح كلى رابطه برقرار نمود » .
مسلم است كه دو كلمهء « روح كلى » براى غوطه وران در محسوسات عالم طبيعت بهيچ وجه قابل درك و هضم نخواهد بود ، ولى انسان متفكر هر اندازه هم كه در محسوسات فرو رفته باشد ، نمى تواند وجود قوانين كلَّى طبيعت را كه محسوسات از آنها پيروى مى كنند ، ناديده بگيرد و منكر شود . اگر وجود قوانين كلى پذيرفته شود ، بدون ترديد يك جريان ثابت در طبيعت در ما فوق حركت و سكون قطعى خواهد بود .
روشن است كه اين جريان ثابت موضوعات پايدارى را اثبات مى كند كه از دستبرد حركت و دگرگونىهاى فيزيكى و شيميائى در امان مى باشد .
يكى از آن موضوعات ثابت كه در ايدههاى عالى بشرى از آغاز انسان شناسى تا كنون ديده مى شود ، موضوعى است كه با كلمات گوناگون بيان مى شود ، مانند « انسانيت » ، « كمال اعلا » ، « ايده آل اعلا » . . . كلمهء « روح كلى » از اين ديدگاه علمى - فلسفى كه گفتيم ، داراى مفهوم و معناى معقول و قابل پذيرش مى باشد . بنا بر اين شما مى توانيد بجاى « روح كلى » ، كلماتى از قبيل « انسانيت » « كمال اعلا » و « ايده آل اعلا » را بكار ببريد ، زيرا براى تفسير شخصيت على ( ع ) كه رابطهء او را با عاليترين حقيقت انسانى نشان بدهد . همين كلمات كافى مى باشد .
جمله دوم
جمله دوم - « او ( على » ع « ) از اين دنيا رخت بربست ، در حالى كه رسالت خود را به جهانيان نرسانيده بود » و چشم از اين دنيا پوشيد مانند پيامبرانى كه در جوامعى مبعوث مى شدند كه گنجايش آنها را نداشتند . « مضمون عبارت اول درست مطابق همان معنائى است كه ميخائيل نعيمه نيز بيان ميكند كه اندك چيزى از آنچه كه على ( ع ) ميان خود و خدايش داشت ، در آن زندگانى محدود و در آن جامعهء تنگ و تاريك ، ظهور نكرد . عامل اصلى