ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٨ - كسى كه از اعماق واقعيات آگاه نيست ، نمى تواند از شك و ترديد در امان باشد
اقتصاد ، روانشناسى تحقيق و بررسى مى كنند .
گروه دوم - كسانى هستند كه ديدگاه معرفت خود را توسعه داده و در شناخت كليّات انسان و جهان غوطه ور مى گردند . البتّه چنانكه مى بينيم چشم انداز آگاهىهاى اين دو گروه از نظر وسعت و عمق متفاوت مى باشد . ولى چيزى كه هر دو گروه در آن مشترك مى باشند . اينست كه اگر مغز آنان شناخته خود را محدودتر از آنچه كه در درونشان در بارهء هستى موج مى زند ، تلقى نمايد ، بدون ترديد شك و حيرت و احتمال درون آنان را فرا خواهد گرفت . و اگر به محدوديت شناختههاى خود پى نبرند ، در حقيقت جزء همان اكثريت قريب به اتفاق انسانها هستند كه روزگارشان با يك « من سطحى » در پديدههاى سطحى جهان سپرى مى شود ، نهايت امر تا اندازه اى وسيعتر و عميقتر از مردم معمولى .
بتوضيح اين كه هر اندازه معلومات بشرى در بارهء انسان و جهان فراوان بوده باشد ، نمى تواند تشنگى آدمى را به شناخت اصول و مبادى و غايات نهايى هستى ( با پاسخ بهمهء چون و چراهاى آنها ) فرو بنشاند ، حتى اگر چه بداند از فهم آن اصول ناتوان است ، زيرا :
< شعر > اين قدر هست كه اميد وصول نگذارد كه شود شخص ملول < / شعر > اين تشنگى يك احساس و خيال و بازيگرى ذهنى خالص نيست ، زيرا از آغاز تاريخ بشرى اين تشنگى سوزان يك حالت روانى بيطرف نيست كه گوشه اى از درون ما را اشغال نموده و بيكار بنشيند ، بلكه اين يك تكاپوى درونى است كه سر مى كشد و ديگر شناختههاى ما را با رنگ محدوديت و وابستگىها رنگ آميزى مى نمايد و فضاى درون ما را با غبارى از شك آلوده مى سازد .
اگر شما تاريخ بزرگترين جهان بينىهاى بشرى را ورق بزنيد ، خواهيد ديد حتى يك جهان بين هشيارى وجود ندارد كه در جهان بينى خود از همهء ابعاد و در همهء منطقههاى شناسايى ادّعاى يقين نهايى نموده و كمترين ترديدى بخود راه ندهد .
با نظر به اصول و مبادى و غايات نهايى هستى ( با پاسخ بهمهء چون و چراهاى