ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٢ - دوم - جبران خليل جبران
موضوع دوم - از نظر آزادى عقيده و آزادى بيان و قلم ، يكى از شخصيتهاى انگشت شمار دوران جديد بوده است .
موضوع سوم - تمايلات عقل گرايانهء دوران شبلى شميل و وضع روانى ويژه اى او كه بهمه چيز با عينك تحققى علمى مى نگرد و جهانبينى و انسان شناسى غير علمى را خرافات مى پندارد .
موضوع چهارم - او در دورانى زندگى كرده است كه تاريخ گذشته اش صدها سقراط ، افلاطون ، ارسطو ، فيلون اسكندرى ، اكويناس ، اوگوستين ، دكارت كانت و هگل ، و در ناحيهء مشرق زمين ابن سيناها و محمد بن زكرياها و جلال الدين مولوىها و زمامداران گوناگون را ثبت نموده است ، با در نظر گرفتن اين موضوعهاى چهارگانه ، ابراز عقيدهء مزبور از چنين شخصيتى در بارهء على بن ابي طالب عليه السلام پر معناتر از آن است كه يك نظر سطحى تلقى شود .
او با نظر به متن علمى جهان و شئون تحققى انسان ، على را شخصيت بىنظير تاريخ تلقى مى كند ، نه با عينك عقيدتى خود و نه با اجبار عوامل شخصى و محيطى و نه با ديد خيال بافى و آرمانگرايى بىاساس و نه بىاطلاع از عبور صدها نوابغ و حكما و زمامداران گوناگون از گذرگاه قرون و اعصار .
دوم - جبران خليل جبران - يكى از بزرگترين نويسندگان و متفكران انسانى مسيحى عرب : « من معتقدم كه فرزند ابي طالب نخستين عرب بود كه با روح كلى رابطه برقرار نمود . او نخستين شخصيت از عرب بود كه لبانش نغمهء روح كلى را در گوش مردمى طنين انداز نمود كه پيش از او نشنيده بودند . . . او از اين دنيا رخت بر بست ، در حالى كه رسالت خود را بجهانيان نرسانيده بود . او چشم از اين دنيا پوشيد مانند پيامبرانى كه در جوامعى مبعوث مى شدند كه گنجايش آن پيامبران را نداشتند و بمردمى وارد مى شدند كه شايستهء آن پيامبران نبودند و در زمانى ظهور مى كردند كه زمان آنان نبود . خدا را در اين كار حكمتى است كه خود داناتر است . » [١]
[١] الامام على - عبد الفتاح عبد المقصود ج ١ - مقدمه ترجمه چاپ اول