ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - نوع دوم ١٧١ از خود بيگانگى ١٨٧ مثبت
< شعر > جواهر جمله ساكن بد همه همچون اماكن بد شكافيد اين جواهر را و بيرون جست انديشه جهان كهنه را بنگر گهى فربه گهى لاغر كه درد كهنه زان دارد كه نوزاد است انديشه < / شعر > آيا اين همان انديشه و هوش نيست كه مولوى عظمت آن را دريافته و مى گويد :
< شعر > باده در جوشش گداى جوش ما است چرخ در گردش اسير هوش ما است < / شعر > اين هشيارى و انديشهء والا و سبكرو هم حالت موجى و تحرك « خود » را تضمين مى نمايد ، تا ركود و سكون آنرا افسرده نسازد و هم از گريز و تعقل و انديشهها و هشيارىهاى رسمى جلوگيرى كند . هنگامى كه « خود » در مسير تحرك تكاملى خويش دچار سكون نگردد ، بطور قطع ، طعم پويائى خويش را مى چشد :
< شعر > هر نفس نو مى شود دنيا و ما بيخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مى رسد مستمرّى مى نمايد در جسد < / شعر > و در انديشهها و خيالات و هشيارىهاى تكرارى و ملامت بار و تناقض انگيز كه موجب فرار به ناهشيارىهاى تخديرى مى شود ، راكد نمى ماند . با بروز هشيارى والا و انديشههاى سدّ شكن استمرارى است كه هيچ رويداد درونى و جهان عينى براى آدمى تكرار نمى نمايد ، بلكه همواره « خود » را در راه نو رو به مقصد نو مى بيند :
< شعر > نيك بنگر ما نشسته مى رويم مى نه بينى قاصد جاى نويم پس مسافر آن بود اى ره پرست كه مسير و روش در مستقبل است < / شعر > نوع دوم « از خود بيگانگى » مثبت معناى « از خود بيگانگى مثبت » اينست كه « خود » در مسير تحولات منطقى خويش قرار بگيرد . اين تحولات با نظر به سمت و مقصد ، بر دو قسم اساسى تقسيم مى گردند : قسم يكم - سمت و مقصد طبيعى و معمولى .
قسم دوم - سمت و مقصد تكاملى .