ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٣ - عنصر سوم
كار و كوشش آدمى و فعاليت او در انتخاب وسيلهها ، براى بهم پيوستن دو عنصر اول و دوم مى باشد كه مطرح نموديم .
عنصر سوم - هدف در همهء موارد حقيقتى است خارج از موقعيت فعلى انسان هدفگير . زيرا چيزى كه بيرون از سلطه و اختيار آدمى نبوده باشد ، مانند جزئى از اوست و اشتياق و كار براى وصول به چيزى كه جزء آدمى محسوب مى شود ، تحصيل حاصل است كه نامعقول مى باشد ، مگر براى تجديد نظر در ارزش و عظمت آنچه كه دارا مى باشد .
انسانها در انتخاب هدف كه حقيقتى خارج از آنها است به دو گروه عمده تقسيم مى گردند : گروه يكم - انسانهايى هستند كه جويبار حيات و عوامل جبرى محيط و تاريخ ، آنها را با خود مى برند ، اينان كارى با آن ندارند كه موقعيت فعلىشان مى تواند با هدفگيرىهاى عالى ، در مجراى تكامل قرار بگيرد . هدفگيرى اين گروه بىشباهت به هدفگيرى غريزى ساير حيوانات نيست كه در جريان زندگى نه اعتلايى مى فهمند و نه سقوطى . هدف براى اينان عبارت است از حقيقتى كه ساختمان وجودىشان آن را مى خواهد و بس .
گروه دوم - انسانهايى هستند كه هر موقعيتى را كه بدست بياورند ، كوشش جدّى به دگرگون كردن آن ، در هدفگيرىهاى عالىتر صورت مى دهند ، لذا هدفهاى عالى همواره براى اينان در خارج از موقعيتشان قرار گرفته و بجهت كششى كه به سوى آنها دارند ، همواره موقعيت فعلىشان را موقّت مى دانند .
مقصود از كشش به هدفهاى عالىتر آن نيست كه موجوديّت طبيعى يا ساختمان مغزى آنان دگرگون مى گردد ، نيز منظور آن نيست كه اينان هر لحظه اى تصرف خاصّى در اجزاى طبيعت انجام مى دهند و روابطشان با انسانها تغيير فيزيكى پيدا مى كند ، بلكه مقصود اينست كه هدفگيرىهاى عالى موقعيّت روانى آنان را گسترده تر و بينائىشان را تيزتر و اصالت حياتشان را در اين دنيا نيرومندتر مى گرداند و در نتيجه با اين كه جزئى از انسانها مى باشند ، ما فوق انسانها مى نگرند و ابعاد