ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧٧ - توضيحى در بارهء جمله اى از ميخائيل نعيمه
عميق و محبّت و خيرگى به موضوعات و حقايق ماوراى طبيعت موفق شوند ، ولى گام نهادن به سر حدّ شور و عشق در آن موضوعات و حقايق ، جز كار پيشوايان رديف اول ماوراى طبيعت نمى باشد .
اين حقيقت را كه پطروشفسكى در بارهء عشق على بن ابي طالب ( ع ) متذكر شده است ، باضافهء اين كه گفتار و كردار على ( ع ) بخوبى اثبات مى كند ، در جمله اى از پيامبر اكرم كه در مبحث « على از ديدگاه محمد ( ص ) » مطرح خواهيم كرد ، ديده مى شود . آن جمله چنين است : « لا تسبوا عليا فانه ممسوس فى ذات اللَّه » [١] ( به على دشنام ندهيد ، زيرا او شيفته و بيقرار در ذات خداوندى است ) .
جملهء دوم
جملهء دوم - « تمام صفات لازمهء اولياء اللَّه در وجودش جمع بود » اين جمله در حقيقت نتيجهء روشنى براى جملهء يكم است ، زيرا هنگامى كه يك روح بآن حدّ از رشد و كمال برسد كه شور و عشق درونش را فرا بگيرد ، مسلم است كه از همهء آلايشها پاك و همهء عظمتها را دارا خواهد بود .
< شعر > شاد باش اى عشق خوش سوداى ما اى طبيب جمله علتهاى ما اى دواى نخوت و ناموس ما اى تو افلاطون و جالينوس ما < / شعر > پنجم - جرج جرداق
پنجم - جرج جرداق - از برترين نويسندگان انسانى مسيحى عرب : « آيا انسان بزرگى مانند على را مى شناسى كه حقيقت انسانى را به عقول و مشاعر بشرى آشنا بسازد ، آن حقيقت انسانى كه سرگذشتى چون ازل و آيندهء باقى چون ابديت و ژرفائى بس عميق دارد كه هر يك از صاحبان عقول و نفوس بزرگ مطابق روش و طبع خود ، آن را درك مى كند و ديگر انسانهاى عادى بدون اين كه خود بدانند در سايهء آنان زندگى مى كنند . . . آن حقيقت انسانى كه اساس همهء فلسفههاى مثبت است در مقابل فلسفههاى منفى . مقصودم از آن فلسفهها كاوش از » مطلق « است كه عامل اساسى ثبات و پايدارى انسانيت در وجود انسان است . كاوش از » مطلق « اگر تا اعماق مطلق ادامه يابد ، بيكى از چهرههاى حقيقت خواهد رسيد .
در اين بحث و پىگيرى ، انديشه و عقل و خيال و ساير فعاليتهاى ناشى از آنها دست بهم مى دهند ، سپس به موقعيتها و عوامل و عموم تمايلات با داشتن
[١] حلية الاولياء - حافظ ابو نعيم ج ١ ص ٦٨ چاپ دوم .