ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٤ - خوشحال مى گشتم اگر بجاى واداشتن اجسامتان به جست و خيز و پايكوبى ، ارواحتان را به پرواز درمى آورديد و رسالت انسانى خود را به قرون و اعصار آينده ارمغان مى فرستاديد
شقاوت مى گرديد چه خسارتى بدتر از مشقتى است كه عذاب الهى را در دنبال دارد و چه سودى بالاتر از آن آسودگى كه امان از آتش در پى آن است ) .
خوشحال مى گشتم اگر بجاى واداشتن اجسامتان به جست و خيز و پايكوبى ، ارواحتان را به پرواز درمى آورديد و رسالت انسانى خود را به قرون و اعصار آينده ارمغان مى فرستاديد اى انسانها ، من از اين ديار شما مى گذرم و لحظاتى با شما روياروى قرار گرفتهام ، شما مى توانستيد مرا ببينيد ، ولى ساعتها از كارتان دست كشيديد و صدها نيرو و فعاليت مغزى و روانىتان را متمركز ساختيد و سودمندترين انرژيهاى عضلانى را توأم با قواى دماغى صرف نموديد و با پايكوبىهاى خود مقدارى گردو خاك به هوا پاشيديد و ديدگان خود را تيره و تار كرديد و مرا نديديد صداى پا و غلغله و احساسات خام شما ، نگذاشت يك كلمه با شما سخن بگويم اين غلغله و هياهو در برابر من بچه كار آيد جز براى پر كردن گوش من در مقابل نالههاى مستمندان جامعه . براى هياهو مورد ديگرى وجود دارد - < شعر > رو به هاى و هوى بزم كوى يار هايهو كن هايهو كن هايهو و آنگهى از خود منى و آلودگى شستشو كن شستشو كن شستشو < / شعر > پايكوبى هم جاى مخصوصى دارد - < شعر > رقص آنجا كه خود را بشكنى پنبه را از ريش شهوت بركنى رقص و جولان بر سر ميدان كنند رقص اندر خون خود مردان كنند چون رهند از دست خود دستى زنند چون جهند از نقص خود رقصى كنند مطربانشان در درون دف مى زنند بحرها در شورشان كف مى زنند مطرب عشق اين زند وقت سماع بندگى بند و خداوندى صداع < / شعر > مولوى آيا اين پايكوبى و ولولهء شما توانست خواستههاى واقعى شما را بمن بيان كند آيا احساس لزوم عدالت را در درون من افزايش داد . بسيار خوب ، با اين هياهو و جنجال مقدارى از احساسات فريبا و زودگذرتان را اشباع نموديد . آيا پاسخى صحيح براى مسئوليت در آغاز ابديت ، در بارهء اين چاپلوسى و صرف