ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - بايستى براى پيدا كردن هدف اعلاى حيات ، خود حيات را تفسير كنيم و شناسائى حقيقت و ابعاد حيات بدون در نظر گرفتن هدف اعلا پاسخگوى سؤال اصلى ما نخواهد بود
انسانها است ، بطورى كه براى انسانها اثبات شود كه همهء هدفهاى زندگى معمولى شما وسيله هايى براى بارور شدن اصل حيات شما است .
بايستى براى پيدا كردن هدف اعلاى حيات ، خود حيات را تفسير كنيم و شناسائى حقيقت و ابعاد حيات بدون در نظر گرفتن هدف اعلا پاسخگوى سؤال اصلى ما نخواهد بود بدون تفسير صحيح حيات ، پيدا كردن هدف اعلاى حيات امكان ناپذير مى باشد .
اگر بخواهيد محصول يك كارخانهء معظم را پيدا كنيد ، بدون شناخت حقيقت آن كارخانه ، موفق نخواهيد گشت . چنانكه براى بدست آوردن محصول معينّى كارخانه اى با اجزاء و فعاليتهاى معين ضرورت دارد .
اگر ما در بارهء هدفهاى عالى زندگى بزرگترين انديشهها را بكار بياندازيم آن گاه عاليترين هدفها را براى حيات تعيين كنيم ، مادامى كه خود حيات را نشناخته باشيم ، آن همه انديشههاى ما جز خيالات و صرف وقت بيهوده چيزى نخواهد بود . و بالعكس اگر همهء ابعاد حيات را از ديدگاه علمى محض بشناسيم ، ولى محصول و هدف اعلاى آن را درك نكنيم ، بهره بردارى ما از حيات جز در حدود غرايز و فعاليت نيروهاى معمولى آن ، نتيجه اى نخواهد داد .
براى اثبات اين كه حيات بدون فعاليتهاى هدف گيرى ماهيت خود را از دست مى دهد ، كافى است به اساسىترين عنصر حيات كه عبارت است از پديدهء « مى خواهم » توجه كنيم .
اين « مى خواهم » كه از چسباندن لبهاى كودك چند روزه به نوك پستان مادر شروع مى شود و با گذاشتن همهء دنيا در اختيار آدمى ، پايان نمى پذيرد . بزرگترين عامل هدفگيرى انسانها است .
هر اندازه كه ما اين عامل شگفت انگيز را به شوخى و به بازى بگيريم ، بهمان اندازه با جديّت تمام ، همه رشتههاى ما را در اصلاح انسانها بباد فنا خواهد داد .