ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩١ - جملهء دوم
وسيله ندارد كه آيا آن امور را كه بعنوان وسيله انتخاب مى كند و آنها را در راه هدف استخدام مى كند ، از نظر واقعيت و ارزش بالاتر از هدف منظور است يا پايينتر يا مساوى با آن عقل نظرى با هيچ يك از اين مسائل سرو كارى ندارد .
چنانكه منطق صورى صحت و بطلان مادهء قضايا را بعهده نمى گيرد ، بلكه تنها روش نتيجه گيرى را از مقدمات مفروضه تصحيح مى نمايد . بهمين جهت است كه عقل نظرى معمولى بايستى با راهنمايى وجدان رشد يافته و بوسيلهء قوانين تصفيه شدهء انسانى و الهى و گوياى واقعيات ، به فعاليت بپردازد . بدون اين راهنمايى :
< شعر > عقل بند رهروان است اى پسر آن رها كن ره عيان است اى پسر < / شعر > با نظر به اين اختصاص عقل نظرى است كه محمد عبده كلمهء « نورانى » را قيد عقل نموده ، گفته است : « يك عقل نورانى را مى ديدم » يعنى عقل راهنمائى شده بوسيلهء وجدان پاك الهى را مى ديدم كه شباهتى به مخلوق جسمانى نداشت .
جملهء دوم - « اين عقل نورانى از گروه ارواح و مجردات الهى ( ملكوتيان ) جدا شده و بروح انسانى پيوسته . . » اين همان مسئله تفسير معقول بر تكامل است كه برطرف كنندهء اشكالات وارده بر نزول و صعود روح انسانى است . اساس اين اشكال را ابن سينا در قصيدهء عينيهء معروفش كه با مطلع زير شروع مى شود ، چنين گفته است :
< شعر > هبطت اليك من المحلّ الأرفع ورقاء ذات تغزّز و تمنّع < / شعر > ( روح مانند كبوتر داراى عزّت و مناعت طبع از مقام رفيع ارواح بسوى تو فرود آمده است . . . ) ابن سينا در اين ابيات مى پرسد : روح براى چه علتى از آن مقام والا به عالم ماديات فرود آمده است پاسخ معقولى كه به اين سؤال داده شده است ، اينست كه در مجراى تفاعلات مواد عالم طبيعت ، حيات بروز مى كند و با پيشرفت تكاملى حيات نفس بمعناى « خود » يا « من » را بوجود مى آورد . اين « خود » بوسيله نيروهاى عقلانى و وجدانى شروع به رشد و تكامل مى نمايد . با پيشرفت « من » در مجراى تكامل « من » آمادهء پذيرش پرتوهاى ملكوتى مى گردد و با پذيرش انوار ملكوتى تدريجا مبدل به روح انسانى - الهى مى شود و آمادهء لقاء اللَّه و رضوان اللَّه در ايام اللَّه مى گردد .