ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٠ - اصطلاحاتى كه آشنايى با آنها براى شناخت پديدهء خود لازم است
« بنا بر عقيدهء اوپانيشاد زندگى حجّ است و بشر كسى است كه به حجّ مى رود .
نقطهء مبدء اين سفر حالت مادّى است . در آغاز بشر اسير طبيعت است و در چنگال قوانين آن گرفتار مى باشد و نظم طبيعت بر جميع شئون حياتى او حكمفرمائى مى كند . تمام زندگى و وجود او مثل حيات موجودات ديگر دستخوش و محكوم قوا و عواملى است كه نمى تواند آنها را بشناسد و بهمين سبب قادر نيست كه آنها را تحت فرمان خويش در آورد ، از اين منزل عازم سفرى پرشور مى گردد كه سراسر راه آن پر از موانع و پرتگاهها است . منازل ظاهرى اين سفر چهار مرحلهء زندگى « آشرم » يعنى طالب علم و رئيس خانواده و خلوتگزين و تارك دنيا ( پا بر سر جهان نهاده ) مى باشد . و جنبهء باطنى آن سير و سلوك روح در طريقت براهمن است كه از وادى تاريك و ژرف نادانى و كثرت ، صعود نموده به مدارج عاليهء صفا مى رسد كه در آنجا خورشيد وحدت جاودانه مى تابد » [١] .
بديهى است كه در اين سير و سلوك ، آدمى خودهاى زيادى را پشت سر مى گذارد و با آشنايى با هر خود جديد از خود رانده شده بيگانه مى گردد .
دكتر تاراجند كلمهء بيگانگى را در ص ٣٠٤ از مأخذ زير در تفسير اوپانيشاد چنين آورده است : « روح فردى ( روحى كه آزمايش حيات است ) در اصل همان روح اعلاى كلَّى است ، منتهى با جسم مرتبط گشته و اعراض بر آن غالب شدهاند و بدين سبب موقتا اصل خويش را از ياد برده است . اين بيگانگى را مراحل مختلفى است » اين « از خود بيگانگى » مورد اعتقاد عدهء فراوانى از الهيون قديم و جديد شرقى و غربى مى باشد .
اصطلاحاتى كه آشنايى با آنها براى شناخت پديدهء خود لازم است ١ - حيات - عاليترين محصولى كه كارگاه طبيعت توليد مى كند ، اين پديده با قطع نظر از ماهيت شگفتانگيزى كه دارد ، داراى مختصات عمومى و روشنى
[١] اوپانيشاد - مقدمه به قلم دكتر تاراجند به سعى و اهتمام آقاى دكتر جلالى نايينى ص ٣٠٦ .