ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٦ - حق سوم - تعليم عمومى شما
همواره جنگ و كشتارها و حقكشىها در ميان آدميان بر سر مواد معيشت در جريان بوده و پس از اين هم ادامه خواهد داشت .
تحصيل و توليد و توزيع موادّ اقتصادى است كه انسانها را از يكديگر جدا كرده و برانترين سلاح را در كارزار تنازع در بقا بدست اقويا مى سپارد . آيا با اين اهميت حياتى كه متذكر شديم ، دين اسلام مخصوصا با زمامدارى شخصيتى مثل على بن ابي طالب ( ع ) مى تواند تنظيم اقتصادى جامعه را در اهميت درجه يك قرار ندهد حق سوم - تعليم عمومى شما - من مى خواهم جامعه اى را اداره كنم كه افراد آن با آشنايى با خويشتن و با ديگر انسانها رو به اعتلاء و ترقى پيش بروند .
آيا اين آرمان اعلاى اجتماعى مى تواند با جهل افرادش سازگار باشد من مى خواهم قرآن آن كتاب آسمانى در جامعه اى كه مديريتش را بعهده گرفتهام مورد عمل قرار داده شود ، در حدود ٤٠٠ آيه از اين قرآن به تفكر و تحصيل علم در بارهء انسان و جهان دستور صادر كرده است ، پايان آيات فراوانى تحريك به انديشه و علم و فهم مى نمايد .
آياتى از اين قرآن مانند : ( « أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ الله سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ » ) [١] .
( آيا نمى بينيد خداوند متعال هر چه را كه در آسمانها و زمين است ، در تسخير شما قرار داده است ) نفوذ در زمين و آسمانها و تصرف در آنها را در اختيار بشر قرار داده است . آيا رسيدن به اين عظمتها بدون علم امكانپذير است البته نه .
پس عمل به قرآن كه ضرورىترين قانون زندگى اسلامى است ، تعليم عموم افراد را در عاليترين حدّ ممكن ، ضرورى قلمداد كرده است .
من بخوبى مى دانم كه زندگى بدون دانش و بينش حركت كوركورانهء آن گوى ناآگاه و بىاختيارى است كه به ضربهء نيروى اقوياى آگاه باين سو و آن سو
[١] لقمان آيه ٢٠ .