ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٩ - مقدمه اى بر شناسائى على بن ابي طالب ( ع ) نمايندهء رسالتهاى كلى
مركب از محبت و عدالت و وابستگى آن دو بيك مبدء عالىتر ، از ديدگاه معمولى كه هر يك از آن پديدهها را بطور منفرد و گسيخته از ديگرى مى بيند ، بهيچ وجه قابل درك و شناسايى نمى باشد .
بتوضيح اين كه : از نظر شخصيت رشد يافته يك فرد از افراد جامعه بعنوان اين كه انسان است ، محبوب است ، از طرف ديگر قوانين فردى و اجتماعى وجود دارد كه آن انسان خواه ناخواه مشمول آن قوانين است ، تطبيق آن قوانين به آن انسان محبوب ، جريان عدالت را در بارهء او نيز حتمى مى سازد ، پس محبوبيت آن شخصيت در اجتماع با عدالت درهم آميخته است ، يعنى اگر آن انسان خلاف قانونى مرتكب شود ، در عين حال كه از محبوبيت انسانى برخوردار است ، مستحق كيفر نيز مى باشد . اگر محبت بانگيزگى عامل مادى شخصى لذت بار بوده باشد ، همين كه مشمول كيفر گشت ، آن محبت به خصومت و عداوت مبدل مى گردد در صورتى كه چون براى شخصيت رشد يافته ، خود انسان ذاتا محبوب است ، و هنوز حق انسانيت او ساقط نگشته است ، لذا محبت مبدل به خصومت شخصى نمى شود ، بلكه رفتار خلاف قانونى به اندازهء خود - نه كم و زياد - از موجوديت او در مجراى انسانيت مى كاهد ، امّا او با اين حال انسان است و از همان جهت انسانى مطلوب و محبوب است .
اين پديده را رفتار عينى على بن ابي طالب ( ع ) در همهء زندگانيش اثبات نموده است . در جنگهاى صفين لشكريان معاويه ، آب فرات را بروى لشكريان على مى بندند و آنان را در معرض هلاكت قرار مى دهند ، با فرمان على فرات بدست لشكريان على مى افتد و مى خواهند در مقابل خلاف قانون لشكريان معاويه ، آب را بروى آنان ببندند ، على ( ع ) فرات را در اختيار آنان مى گذارد و از بستن آب بروى لشكريان معاويه ، آن دشمن خونخوار جلوگيرى مى كند . همچنين رفتار او با قاتلش . و بطور عموم رفتار او با همهء دشمنانش كه دنيا را بر او تنگ كرده بودهاند .
اين همان محبت مخلوط با عدالت است كه بدون چشيدن طعم آن ، نمى توان شخصيتى را كه داراى اين مفهوم تركيبى است ، مطالعه نمود . باين مفهوم تركيبى