ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - ادعاهاى بىاساس و منحرف ساختن واقعيات نتيجه اى جز هلاكت ندارد
مى ديد . . . آيا ممكن است چنين شخصى كمترين خلاف را مرتكب شود چه خلافى بدتر از دروغ آرى ، كسانى كه توانايى واقعبينى و واقعگرايى و واقعگويى را ندارند ، قدرت هضم شخصيت غوطه ور در واقعيات را هم ندارند .
< شعر > عقل گردى عقل را دانى كمال عشق گردى عشق را بينى جمال < / شعر > اكنون مى پردازيم به معرفى علىّ بن ابي طالب از ديدگاه خود او : - ١ - « هَلَكَ مَنِ ادَّعى و خابَ مَنِ افتَرى وَكَفى بِالمَرءِ جَهلًا ان لا يَعرِفَ قَدرَه » [١] ( به هلاكت افتاد كسى كه ادّعاى [ خلاف حقيقت ] نمود و براى نادانى مرد كافى است كه خود را ارزيابى نكرده باشد ) .
ادعاهاى بىاساس و منحرف ساختن واقعيات نتيجه اى جز هلاكت ندارد كيست كه از نتايج نكبتبار و هلاك كنندهء ادّعاهاى بىاساس و افتراهايى كه موجب انحراف از واقعيتها است اطَّلاعى ندارد .
كيست كه با اين وقيحترين چهرهء انسان نماها كه با همهء اصول و قوانين انسانى بمبارزه برمى خيزند ، آشنايى نداشته باشد .
در آن هنگام كه در باب تحقيق در سرگذشت اسف انگيز بشرى و دردهاى مستمرّ او بحث مى كنند ، همه چيز را مورد بررسى قرار مى دهند ، جز اين دو پديدهء پليد ( ادّعاهاى بىاساس و منحرف ساختن واقعيات كه افترا ناميده مى شود ) را كه توجّه جدى به آنها ندارند . شايد گمان مى كنند كه ادّعاى بىاساس عبارت از آنست كه شخصى يا گروهى به روى قلهء مرتفعى برود و با بلندگو و وسايل ارتباطات جهانى ، فرياد بزند كه من داناتر از همه و عادلتر و آزاد منشتر از همه هستم ، در صورتى كه خود او از نقص دانش و انحراف و بردگى خود براى خودخواهىها و هوى و هوسهاى خويشتن آگاه است و چون در تاريخ چنين شخصى يا
[١] ط ١٦ ج ١ ص ٤٦ .