ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤ - نوع يكم - مختصات انسانى از نظر ماهيت
٩٧ - آگاهى به نادانى ٩٨ - بهره بردارى از علامات و رموز با علم به اين كه علامت و رمز يك شكل قرار دادى براى محتواى آن است ٩٩ - داشتن حقّ به عهدهء ديگران ١٠٠ - داشتن حق ديگران به عهدهء خويشتن ١٠١ - خواب ١٠٢ - غوطه ور شدن در رؤياها در حال بيدارى ١٠٣ - بيخيالى تعمدى و بيخيالى غير عمدى ١٠٤ - حسّاسيّت بمعناى آلرژى ١٠٥ - قهر كردن ١٠٦ - آشتى نمودن ١٠٧ - توقع و چشمداشت ١٠٨ - احساس همزبانى ١٠٩ - هم نژادى ١١٠ - هم وطنى ١١١ - سعادت ١١٢ - نكبت و بدبختى ١١٣ - احساس شكست ١١٤ - احساس پيروزى ١١٥ - اخلاص و صميميت ١١٦ - رياكارى ١١٧ - فريب دادن ١١٨ - فريب خوردن ١١٩ - حيله - گرى و مكر پردازى ١٢٠ - دغل بازى ١٢١ - دو روئى ١٢٢ - احساس خوب و بد ١٢٣ - احساس خير و شر ١٢٤ - زيبايى و زشتى ١٢٥ - احساس عظمت و پستى ١٢٦ - مطالبهء دستمزد و پاداش در مقابل كار ١٢٧ - معامله گرى عموما ١٢٨ - جبران نمودن بعضى از اختلالات مغزى با بعضى از ديگر اجزاء مغز ١٢٩ - رشد بعضى از فعاليتهاى روانى در موقع اختلال بعضى از فعاليتهاى ديگر ١٣٠ - تفكيك سازنده از تخريب كنندهء موجوديت آدمى ١٣١ - تفكيك غرض شخصى و نتايج قانونى ١٣٢ - خشم و پرخاش ١٣٣ - سخن ١٣٤ - شرمندگى ١٣٥ - پشيمانى ١٣٦ - تجريد عدد ١٣٧ - تجريد كلى از جزئيات ١٣٨ - درك بىنهايت ١٣٩ - احساس خوشى از صداى زيبا ١٤٠ - احساس ناخوشى از صداى زشت ١٤١ - اكتشاف و اختراع ١٤٢ - حدس ١٤٣ - تطبيق كليات به موارد خصوصى ١٤٤ - خنده [ انواع خنده فراوان است ما حد اقل آن را ده ( ١٠ ) فرض مى كنيم ] ١٤٥ - گريه [ انواع گريه را هم ده ( ١٠ ) فرض مى كنيم ] ١٤٦ - شتابزدگى ١٤٧ - صبر و شكيبايى ١٤٨ - لجاجت ١٤٩ - احساس حق و باطل ١٥٠ - تفكيك حقيقت و واقعيت و شيئى براى من و شيئى براى خود ١٥١ - درك عدالت و ظلم ١٥٢ - انصاف و مروت ١٥٣ - علاقه به دانستن سرگذشت ١٥٤ - علاقه به دانستن سرنوشت آينده ١٥٥ - تأسف به گذشت ساليان عمر ١٥٦ - آمادگى براى يك آيندهء آرمان ١٥٧ - گمان و احتمال و يقين [ انواع اين سه پديده فراوان است ،