ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٦ - معناى سوم - انكار خود
< شعر > ز ان كه هر بدبخت خرمن سوخته مى نخواهد شمع كس افروخته < / شعر > پديدهء خود كمبينى از دو عامل مهم ناشى مى گردد : عامل يكم - شكستهاى پى در پى در مسير زندگى است كه موجب از دست رفتن اعتبار و ارزش خود مى گردد . چارهء اين خود كمبينى ، افزودن به انديشههاى منطقى و هشيارى در هدفگيرىهاى زندگى است كه شكستها را تا حدّ قابل تحمل تقليل مى دهد . و اگر اين بينايى را داشته باشيم كه در امتداد زندگى هيچ شكست مطلقى وجود ندارد كه شكست خود را بطور مطلق در دنبال خود بياورد ، همان شكستها موجب تكاپو براى جبران و تقويت خود از ساير موفقيتها مى گردد .
عامل دوم - سركوب كردن نيروها و فعاليّتهاى مثبت روان آدمى است ، مانند انديشه و تعقل و وجدان و اميد و اراده و غير ذلك . بدانجهت كه اين نيروها و فعاليتهاى مثبت ، هم جنبهء ريشههاى بنيادين خود را دارد و هم عالى - ترين نتايج « خود » محسوب ميشوند ، لذا در موقع سركوب شدن آنها ، هر دو جنبهء ريشه اى و نتيجه اى « خود » تباه مى شود و بطور طبيعى حقارت خود را فرا مى گيرد و خود كمبينى يا انسان را به وابستگى به خود ديگران مى كشاند و يا به بيمارى تخريب خود و جز خود مبتلا مى سازد . اينست پليدترين ستمى كه آدمى مى تواند در بارهء خود روا بدارد . اين مضمون در قرآن مجيد چنين آمده است : ( « فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ » ) [١] ( اى مردم [ با اين انحرافات ] به خودهاى خويشتن ظلم مى كنيد ) .
معناى سوم - انكار خود شايد اصطلاح « انكار خود » بعنوان يكى از معانى « از خود بيگانگى » باعث تعجب بوده باشد كه چگونه ممكن است انسانى خود را منكر شود ولى با يك دقت كامل در بارهء حماقتهايى كه در زندگى ما انسانها ديده مى شود ، تعجب مزبور مرتفع خواهد گشت .
مگر راسل در مصاحبهء معروفش نمى گويد : كه تقريبا همهء انسانها زاويه اى براى جنون در مغز خود دارند كسى كه مى بيند و مى داند كه ظلم بر انسانها ، ظلم
[١] يونس آيهء ٢٣ .