ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٣ - ملاك آن امتياز كه دارندهء آن حق رسالت دارد
امتيازى والاتر از موجوديت شخصى و عادى ادا كنندهء رسالت و طرف پذيرنده و نيازمند آن رسالت بوده باشد . با همهء اختلاف نظرهايى كه صاحبنظران علوم انسانى در همهء مسائل عالى بشرى دارند ، گمان نمى رود روى اين مسئله اختلافى داشته باشند كه منبع رسالت بطور قطع بايستى از نظر مطلوبيت و كمال در مقام بالاتر از آورندهء پيام و شنونده و عمل كننده به آن قرار گرفته باشد .
باين علت است كه در صورت تساوى امتياز منبع رسالت و طرف و پذيرندهء آن ، اگر چه گفتار و كردار طرفين در يكديگر تأثير و تأثر متقابل بوجود مى آورد ، ولى اين تأثير نمى تواند جنبهء رسالت داشته باشد ، زيرا با فرض تساوى امتياز ، نه ارشاد كننده مى تواند سلطهء حاكميّت بخود بگيرد و نه ارشاد شده پذيرش آن ارشاد را لازم ميداند .
بهترين دليل اين قضيه اينست كه تمام افراد هر يك از جوامع بشرى در همهء دورانها با يكديگر در مجراى تأثير و تأثر بىتعهّد عالى مى باشند و در اين مجرا عنوان رسالت بخود نمى گيرند ، بلى در صورتى كه گفتار يا كردار يكى از طرفين موافق منطق و واقعيت بوده باشد ، طرف ديگر در صورت اعتدال روانى به اختيار خواهد پذيرفت . و در هنگام احساس ضرورت در موضوع پيشنهاد شده ، به اجبار عوامل زندگى تسليم خواهد گشت .
از همين مطلب روشن مى شود كه فرد يا جامعهء بىامتياز و بىتعهد نمى تواند رسالتى نسبت به فرد يا جامعهء ديگر چه داراى امتياز و چه بىامتياز داشته باشد .
ملاك آن امتياز كه دارندهء آن حق رسالت دارد مسلم است كه هر دارندهء امتياز ، خواه فرد باشد ، يا اجتماع ، تنها براى آنكه داراى امتياز است ، نمى تواند ادّعاى رسالت داشته باشد . باين معنى تنها وجود امتياز علمى ، ادبى ، هنرى ، مقامى ، جهان بينى ، صنعتى ، حقوقى و مديريتهاى دسته جمعى ، دليل رسالت آنان بر ديگران نيست . زيرا اگر چه افراد يا جوامع فاقد امتياز احتياج به آن امتياز داشته و در راه بدست آوردن آن ، بايستى بكوشند ، ولى كوشش براى مرتفع ساختن احتياج مانند تنفّس از هوا است كه ضرورت حيات طبيعى است .