ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٨ - براى تبهكارىهاى خود اصل و قانون نتراشيم
صدها درد بيدرمان بشرى معالجه مى شود ، زيرا پول با واقعيت اختصاصى خود دست به فعاليت زده است . ولى همين وسيلهء ضرورى عالى موقعى كه بطور مستقل مطلوب و هدف نهايى قرار مى گيرد ، آتش در دودمان بشرى شعله ور مى سازد و ارزشها را دگرگون نموده حتى زندگى انسانها را هم كه هدف اصلى است به بازى مى گيرد .
البته - همه مى دانيم كه ميان هشيارى و پول تفاوت مهمى وجود دارد و آن اينست كه ارزش پولهاى اعتبارى [ كه ذاتا داراى ارزش ناچيزى هستند ] مانند اسكناس ، اعتبارى و قراردادى محض است ، در صورتى كه هشيارى خود فى نفسه داراى ارزش ذاتى هم مى باشد .
بهمين جهت است كه هشيارى باصطلاح عموم ، داراى صورت حق بجانبى است كه مورد احترام و تمجيد مردم مى باشد .
انسان هشيار بيشتر مورد توجه است حتى براى دانايان ، در صورتى كه بشر پولدار براى دانايان ، مورد توجّه بعنوان يك انسان با ارزش نيست ، لذا خطر ويرانىهاى هشياران حيله گر عميقتر و دامنه دارتر از خطر پول در دست كسان ناهشيار است .
براى تبهكارىهاى خود اصل و قانون نتراشيم شخص مى گسار رباعيات منسوب به خيام را در كشو ميز يا در جايى از قفسهء كتابخانه اش مى گذارد كه هنگامى كه اين سؤال ( چرا مى گسارى مى كنى ) از درون خود او يا از بيرون در مقابل چشمانش نمودار گشت ، فورا دست بآن كتاب ببرد و بگويد : بفرما ، اين جواب تو خيام فيلسوف و رياضيدان و جهانبين . . . شراب مى خورد من بتازگى اطلاع پيدا كردهام كه حسين بن عبد اللَّه بن سينا هم شرابخوار بوده است اگر اين مى گسارى كار ناروايى بود ، آن شخصيتهاى تاريخى دهان به آن نمى آلودند [١] دروغگويان هشيار باصطلاح عاميان به فلسفهء عينى اشياء
[١] اولا بنا بر تحقيقات دورانهاى اخير ، دو شخصيت را با لقب خيام و خيامى سراغ مى دهند : يكى فيلسوف و رياضيدان كه تمام آثارش ضد نيهيليستى و منعقد به مبدء و معاد و تكليف و دفاع كننده از مكتب اسلام است . دوم - شاعرى است پوچگرا . ثانيا - در شمارهء رباعيات منسوب به خيام اختلاف نظر شديدى از ١٢ رباعى گرفته تا حدود ٣٥٠ رباعى ، وجود دارد . ثالثا - چه خيام و چه ابن سينا و چه بالاتر از آنها ، با نظر به اصول انسانشناسى و حقايق زندگى شخصى آنان ، انسانهاى مطلقى نبودهاند كه تجسم يافتهء قانون باشند و بشريت را به پيروى از آنان مجبور نمائيم . مثلا چون ابن سينا در فلان روز از روى خطا غذايى خورده و به فلان بيمارى مبتلا شده است ، آيا لازم است كه بشريت را توصيه كنيم كه يكى از اصول و قوانين سازندهء بشرى اينست كه آن روز معين را در تقويمها با خط قرمز مشخص و همان غذا را تناول كنند و مبتلا به همان بيمارى شوند