ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - جملهء سوم
كار آن عظما را درك و توجيه خواهند كرد ، در پايان تحقيق و تحليل به اصول و قوانين معدودى خواهند رسيد كه افراد معدود بسيار والا و كمتر از شمارهء عظماى انسان شناس بعنوان مواد رسالت كلى ابلاغ نمودهاند . علىّ بن ابي طالب ( ع ) از اين افراد معدود است .
جملهء سوم - « على ( ع ) اين مطلق را بطور مخصوص دريافته سپس با عقل و قلبش درك كرده است كه بالاترين قدرتها از پايدارى و مقاومت روى آن مطلق ناشى مى گردد . » « بينوا ما انسانها » : بوسيلهء اصطلاح گويىها و وسوسهها ، از مطلق واقعى كه انسان بدون آن قابل درك و توصيف و توجيه نخواهد بود ، قهر نموده و پا بفرار مى گذاريم ، و نمى دانيم كه نيروى فرار ما از مطلق واقعى ، و مسيرى كه براى فرار انتخاب كردهايم و مقصدى كه برگزيدهايم و آوازى كه در هنگام فرار مى خوانيم ، همه و همه مطلقهايى هستند كه با اصطلاحات شيرين و جالب خود ، ما را به خود جذب مى كنند و بجاى يك مطلق واقعى ، چند مطلق را معبود خويشتن قرار مى دهيم آن مطلقى كه على بن ابي طالب ( ع ) را به اوج قدرت انسانى رسانيده است چيست در تفسير اين مطلق هم مى توانيم راه كوتاه را در پيش بگيريم و هم راه دراز را .
در اين مبحث ما راه كوتاه را انتخاب مى كنيم : « من در اين نمايشگاه بزرگ هستى جلوه گاهى از هستى آفرينم ، شعاعى از آن هستى آفرين بر وجود من مى تابد . درك مى كنم كه هر اندازه كه سطوح و اعماق روحم را براى نفوذ آن شعاع ، بيشتر باز مى كنم ، حقايق و واقعيات جهان هستى براى من شفّافتر و صيقلىتر مى گردند و ماهيت خود را بيشتر آشكار مى سازند . همچنين مى بينم هستى من ، استقلال من ، مالكيت من بر خويشتن ، عشق من به كمال و رشد ، در اعماق جانم سر بر مى كشند و خود را مى نمايانند .
بدينسان با حقيقتى بنام « من » يا شخصيت آشنا مى شوم كه جزئى از همان