ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٢ - من نه اينم و نه آن
عامل يكم - نادانى است ، اين عامل كه در منحرف ساختن واقعيات نقش بسيار مؤثرى دارد ، در بارهء ارزيابى غلط در شخصيتها ، تباهىهاى فراوانى ببار آورده است . شگفتآورتر و اسفانگيزتر از خود انحراف از واقعيتها ، پيروى بعضى از پيشتازان در ارزيابى شخصيتها ، از انبوه عاميان بعنوان « تاريخ و اجتماع چنين مى گويد » ، ميباشد كدام تاريخ و اجتماع مگر هر چه كه در تاريخ و اجتماع منعكس مى شود ، صحيح و منطقى است آنچه كه منطق واقعيابى بما مى گويد ، اينست كه ما بايد سراغ علل و شرايط انعكاسات تاريخى و اجتماعى را بگيريم .
بهر حال هنگامى كه يك شخصيت در اجتماعى بروز ميكند ، بدان جهت كه عامل بروز اجتماعى جز براى آشنايان با آن عامل ، مبهم است ، لذا هاله اى از امتيازات يا پستىها را بدور او مى كشند و سپس شروع به داورى مى نمايند عامل دوم - موضوع معتقدات و ايده ئولوژىها است ، انحراف بوسيلهء اين عامل تنها در دايرهء نادانان محدود نمى گردد ، بلكه حتّى مى تواند دانايان و آشنايان با مفاهيم علمى را هم به خطا در ارزيابى وادار نمايد ، بسيار فراوان ديده مى شود كه اگر يك شخصيت نظريه اى را موافق معتقدات و ايده ئولوژى خاصى ابراز كند ، آن شخصيت هر كه باشد مورد قضاوت افراطى حمايت كنندگان معتقدات مفروض قرار مى گرد . و بالعكس ، اگر برجسته ترين شخصيت علمى و جهانبينى بر خلاف آن معتقدات ، مطلبى را اظهار نمايد ، بدون ترديد مورد قضاوت تفريطى قرار مى گرد ، حتى ممكن است تا حدّ يك فرد پست و غرضورز تنزّل داده شود .
عامل سوم - عظمت افق بعضى از شخصيتهاى استثنائى است كه با اصول و قواعد معمولى شخصيت شناسى ، نمى توان آنها را درك كرد . مخصوصا آن انسانهاى بىنظيرى كه توانستهاند اوصاف متضاد را در وحدت عالى شخصيتشان هماهنگ بسازند . پيشوايان الهى ( پيامبران ) از اين شخصيتها هستند كه تفسير و ارزيابى منطقى معمولى در بارهء آنان نارسا ميباشد . على بن ابي طالب ( ع ) قطعا از آن شخصيتها است كه توضيح و ارزيابى او با معلومات رسمى در