ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١ - حقيقتى بنام انسانيت كه موضوع رسالت انسانى است ، با ماشين بودن انسان سازگار نمى باشد
مطرح است . » [١] آيا اين ناتوانى اسف انگيز كه مى تواند بشريّت را به بيمارى خود كم بينى مبتلا بسازد ، علَّتى جز اين دارد كه حساب مخصوصى براى خود انسانيت ، در مسائل اجتماعى و فردى باز نشده است آيا ناتوانى مزبور علَّتى جز اين دارد كه رسالت پيشوايانى مانند علىّ بن ابي طالب ( ع ) با جاه طلبىها و خودكامگىهاى معاويه و معاويه منشان در يك ترازو سنجيده مى شود حقيقتى بنام انسانيت كه موضوع رسالت انسانى است ، با ماشين بودن انسان سازگار نمى باشد يك روش فكرى ديگرى در دوران اخير بوجود آمده است كه مى خواهد انسانيت را با سبك علمى انكار نمايد . مى گويد : انسان يك ماشين سيستماتيك است كه در مجراى قوانين طبيعت به ظرافت و پيچيدگى و تكامل رسيده است ، بنا بر اين ما نبايستى براى انسان يك حساب مستقل در معرفتهاى خود باز كنيم . اين روش فكرى انسانيتى سراغ ندارد ، تا رسالتى داشته باشد .
ما اين خوش بينى را از دست نخواهيم داد كه كسانى كه انسان را با تفسير ماشينى معرفى ميكنند ، مى خواهند عظمت ماشينى انسان را هم مطرح كنند ، نه اين كه مى خواهند بگويند : انسان جز ماشين چيزى نيست ، زيرا صدها ابعاد روانى انسانى را كه با مختصات ماشين قابل توضيح نمى باشد ، جز با سفسطه كارىهاى نامعقول نمى توان ناديده گرفت .
اگر تنها تفاوت ميان انسان و ماشين پديدهء حيات بود ، ما مى توانستيم با يك عدّه اصطلاحات ابهام انگيز و كلمات خوشايند ، حيات را همچون يك محصول ماشينى محض مطرح نماييم ، ولى واقعيات هرگز به تمايلات ما گوش فرا نمى دهد ، حيات اگر چه يك پديدهء ساده نما است ، ولى در آن هنگام كه در موجوديت آدمى به فعاليت مى پردازد ، صدها مختص شگفت انگيز كه فاصله اش تا مادّه و قوانين مادّه بمرحلهء تضاد مى رسد ، بوجود مى آورد . ما براى استنتاج علمى از اين مسئله لازم مى بينيم
[١] تكاپوهاى ايدهها - آلفرد نورث و ايتهد ص ٢٢ از متن اصلى انگليسى .