ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٢ - فطرت در نظر حكيم ترمذى
بلى در سه مورد از آيات قرآنى در باب تفعل و انفعال بمعناى شكافتن آمده است : مريم آيهء ٩٠ ، الانفطار آيهء ١ ، المزمل آيهء ١٨ و همچنين اين ماده در شكستن روزه ( افطار ) هم بكار رفته است . و با نظر به مضمون آيات مربوطه قطعى است كه مقصود از فطرت و فاطر و فطر بمعناى خلقت اصلى است كه در مجراى قانون الهى قرار مى گيرد . امير المؤمنين عليه السّلام در توصيف خداوندى مى فرمايد : « فَطَرَ الخَلائِقَ بِقُدرَتِه » [١] ( مخلوقات را با قدرت خود آفريد ) .
« لَم يَشرَكه فى فِطرَتِها فاطِر » [٢] ( در آفرينش مورچه هيچ آفريننده اى با خدا شركت نكرده است ) .
فطرت در نظر حكيم ترمذى در امتداد بررسىهاى لازم در بارهء فطرت ، به نظريه اى از « حكيم ترمذى » ( ابو عبد الله محمد بن على ) رسيديم كه بسيار جالب است . از اين حكيم نقل شده است : ( هنگامى كه اين حكيم روابط انسان را با عالم هستى مورد توجّه قرار مى دهد ، بيك رابطهء واقعى مى رسد كه مبناى آن سه ركن اساسى است : « حق » ، « عدل » ، « صدق » . هر يك از اين سه ركن اساسى ، يكى از عناصر سه گانه فطرت آدمى را بعالم هستى مربوط مى سازد ، اين سه عنصر عبارت است از : « اعضاى مادى » ، « قلب » ، « عقل » [٣] ) توضيح نظريهء حكيم ترمذى چنين است كه انسان با سه عنصر اساسى مزبور با جهان هستى در حال ارتباط است .
[١] ط ١ ج ١ ص ٧ .
[٢] ط ١٨٣ ج ٢ ص ١٤٠ .
[٣] المعرفة عند الحكيم الترمذى - تحقيق عبد المحسن الحسينى ص ١٧٢ - دار الكاتب العربى - القاهرة .