ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٢ - هر احساس بيگانگى ناشى از احساس آشنائى است و هر بهره بردارى از آشنايى از احساس بيگانگى و حقارت آن ناشى مى گردد
جديد « در صفحهء درون دست بكار مى شود و يا بنا بنظريهء ديگر : هر بار كه خود به مرحلهء جديدى مى رسد ، زنجير يا زنجيرهايى كه از » خود رانده شده « و يا از مرحلهء پيشين » خود « به دست و پاى آدمى پيچيده شده بود ، باز و نوعى از آزادى عالىتر در صفحهء درون به حكومت مى رساند .
اين نكتهء اساسى در تحول تكاملى خودها در هدف بعثت پيامبران اساسىترين واحد است كه در قرآن گوشزد شده است : ١ - ( « وَما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ » ) [١] ( هيچ پيامبرى حق ندارد كه مردم را زنجير كند . ) ٢ - ( « وَنَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ » ) [٢] ( و آن زنجيرهايى را كه دلهاى آنان را مى فشرد ، باز كرديم . ) ٣ - ( « الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَه مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ » ) [٣] ( بار و زنجيرهايى را كه مردم خود بدوش گرفته بودند بر مى دارد و آنها را آزاد مى سازد . ) بنا بر اين هر تحولى كه در خودها بجريان بيافتد و زنجيرى را جايگزين زنجير ديگرى بسازد ، اين تحول تكاملى نخواهد بود ، زيرا بزرگترين عامل تحول تكاملى شكوفان شدن آزادى ميباشد .
هر احساس بيگانگى ناشى از احساس آشنائى است و هر بهره بردارى از آشنايى از احساس بيگانگى و حقارت آن ناشى مى گردد دو حالت عمده در پديدهء « از خود بيگانگى » وجود دارد كه بقرار زير است :
[١] آل عمران ١٦١ .
[٢] الحجر ٤٧ .
[٣] الاعراف ١٥٧ .