ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٢ - من بالطاف و عنايات ربانى همهء دردها و درمانها و تاريكىها و روشنائىها و صلاح و فساد شما را مى دانم
است ، چنانكه ميان آب و آتش و حركت و سكون و مثبت و منفى .
٢٧ - « ما ضعفت و لا جبنت و لا خنت و لا وهنت و ايم الله لأبقرنّ الباطل حتّى اخرج الحقّ من خاصرته » [١] .
( من ناتوان نيستم و زبون نشدهام و ترس و سستى را بخود راه ندادهام ، سوگند بخدا باطل را مى شكافم تا حق را از پهلوى آن در آورم ) .
ناتوانى در مقابل چه
ناتوانى در مقابل چه در مقابل عوامل قوىتر انسانى كه موجوديت خود را دريافته و به وابستگى خويش با خداى قدرت آفرين يقين دارد ، در مقابل كدامين عامل قوى احساس ناتوانى خواهد كرد مگر آن روز صريحا بشما نگفتم : « انّى و الله لو لقيتهم واحدا و هم طلاع الأرض كلَّها ما باليت و لا استوحشت و انّى من ضلالهم الَّذى هم فيه و الهدى الَّذى انا عليه لعلى بصيرة من امرى و يقين من ربّى » [٢] .
( بخدا سوگند ، اگر من به تنهائى با همهء آن تبهكاران در حالى كه همهء روى زمين را پر كردهاند ، روياروى بايستم ، باكى بخود راه نمى دهم و هراس و وحشتى نخواهم داشت . من بآن گمراهى كه آنان در آن غوطه ورند و رشد و هدايتى كه بمن عنايت شده است ، بينائى درونى و يقين ربانّى دارم ) .
ترس و وحشت از چه
ترس و وحشت از چه ترس و وحشت از دست دادن لذايذ و مزاياى دنيا اين پديدهء محقرانه را بكسى نسبت بدهيد كه دنيا و لذايذ و مزاياى آن را نشناخته باشد . من كه مى دانم اين امور خوشايند در حدّ منطقى و معقولش بعنوان اسباببازئى مقرر شده است
[١] ط ١٢ ج ١ ص ١٩٩ .
[٢] ك شمارهء ٦٢ ج ٣ ص ١٣١ .