ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - من با چشمى باين دنيا مى نگرم كه شايستهء آن است
بينان خصوصا با يك عدّه اصول و مبادى انتخابى تفسير مى نمايند : اين كه مى گويند : بشمارهء فلاسفه تعريفاتى براى فلسفه داريم ، براى اينست كه هر فلسفه اى جهان را از ديدگاه اصول انتخابى خود مطرح مى كند .
واقعيت جهان هستى از ديدگاه على ( ع ) مطابق آيات قرآنى « حق » است و بيهوده و بازى و پوچ نيست [١] .
و آنگهى آن قيافهء جدّى كه تاريخ بوسيلهء گفتار و انديشه و كردار على ( ع ) از اين شخصيت ثبت كرده است ، چگونه مى تواند در يك جهان پوچ و باطل و بيهوده ، به فعاليت بپردازد اين جملهء صريح را هم از على در بارهء جهان يادآور شويم كه مى گويد : انَّ الدُّنيا دارُ صِدقٍ لِمَن صَدَقَها وَدارُ عافِيَةٍ لِمَن عَرِفَها وَدارُ غِنىً لِمَن تَزَوَّدَ عَنها وَدارُ مَوعِظةٍ لِمَنِ اتَّعَظَ بِها مَسجِدُ احِبَّاءِ الله و مُصَلىّ مَلائِكةِ الله وَمَهبَطُ وَحىِ الله وَمَتجَرُ اولِياءِ الله [٢] .
( اين دنيا جايگاه صدق و واقعيابى است براى كسى كه واقعيت آن را دريابد و جايگاه زندگى سالم و منطقى است براى كسى كه آن را بشناسد ، جايگاه استغناى تكاملى است براى كسى كه از امتيازاتش بهره بردارى نمايد .
و جايگاه پندگيرى و تجربه اندوزى است ، براى كسى كه آمادهء تجربه و پندگيرى است . اينجا است عبادتگاه دوستداران مقام شامخ ربوبى و نمازگاه فرشتگان خداوندى . اين دنيا است كه شايستگى نزول وحى الهى را دارد . جايگاه اكتساب كمال و رشد اولياء اللَّه كه تكاپو گران راه كمال هستند ، همين دنيا است . ) اينست دنيا از ديدگاه على بن ابي طالب عليه السلام كه آن را بعنوان واقعىترين موجود مطرح مى نمايد . بنا بر اين ، در جمله اى كه مى گويد : من دنيا را به رو انداختم ،
[١] آيات وارده در بارهء حق بودن جهان هستى زياد است از آن جمله : ( « أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الله خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ » ) ابراهيم ١٩ ( آيا نمى بينى خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است ) .
[٢] ك - ج ٣ شمارهء ١٣١ ص ١٨٢ .