ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - من سزاوارترين مردم بر مردم هستم
آيا من مى توانم آن مورچهء كوچك نما را كه شايستهء غوطه ور شدن در اقيانوس هستى بوده و آفريده شده است ، از دو قطره آبى كه در جلو آشيانه محقرش قرار گرفته محروم سازم چه ناتوانى اسفانگيزى است كه با تخيل مالكيت بر امتيازات امانى ، مالكيت بر « خود » را از دست دادن و پيالههاى آبحيات انسانها را بر زمين زدن و به خيالات واهى « من اين را دارم » دل خوش داشتن دريغا بر اين ناتوانان دريغا كه - < شعر > با خيالى صلحشان و جنگشان با خيالى نامشان و ننگشان < / شعر > اگر امتيازات بدست آمده براى انسانها امانت ربانّى تلقى مى گشت ، آيا ما انسانها احتياج به ماكياولى داشتيم آيا فرياد بدبينانهء مالتوس كه روز بروز شدت مى گيرد ، مى توانست ساكنان كرهء خاكى را در اضطراب و وحشت نابود كننده فرو برد ١٨ - « فأعينونى بمناصحة خليّة من الغشّ سليمة من الرّيب فو اللَّه انّى لأولى النّاس بالنّاس » [١] .
( با خيرخواهى خالى از فريبكارى و سالم از موجبات بدگمانى كمكم كنيد ، سوگند بخدا ، من سزاوارترين مردم بر مردم هستم ) .
من سزاوارترين مردم بر مردم هستم خواستههاى خود و ديگر افراد جامعه را از روى خلوص نيت با من در ميان بگذاريد . منظورتان خيرخواهى دور از دغلبازىها باشد . حوادث و رويدادها را دقيقا و بدون غرضورزىهاى شخصى و دور از هر گونه تملَّق ، براى من توضيح بدهيد .
شما يقينا مى دانيد كه اظهارات شما در بارهء افراد و شئون اجتماعى مؤثر خواهد بود . لذا واقعيات را دگرگون نسازيد . در اين موقعيت كه من قرار گرفتهام هم با نيروى الهى و هم مطابق صلاحديد راستين اجتماعى ، سرنوشت چگونگى زندگى مردم بدست من سپرده شده است .
[١] ط ١١٦ ج ١ ص ١٣٠ .