ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - آنچه كه اجتماع از من مى خواهد
فالنصيحة لكم و توفير فيئكم عليكم و تعليمكم كيلا تجهلوا و تأديبكم كيما تعلموا و امّا حقّى عليكم فالوفاء بالبيعة و النّصيحة فى المشهد و المغيب و الإجابة حين ادعوكم و الطَّاعة حين آمركم » [١] .
( اى مردم ، حقى من بر شما دارم ، و حقّى شما بر من داريد . امّا حقى كه شما بر من داريد : خيرخواهى در بارهء شما ، و تنظيم مسائل اقتصادى و تعليم شما است كه از نادانى نجات پيدا كنيد و تربيت شما كه با وسيلهء دانش رو به كمال دگرگون شويد . و امّا حقى كه من بر شما دارم : وفا به تعهدى است كه بر زمامدارى من بستهايد و خيرخواهى در بارهء من در آشكار و پنهانى و پذيرش دعوت من در آن هنگام كه شما را مى خوانم و اطاعت از دستورى كه به شما مى دهم ) .
آنچه كه اجتماع از من مى خواهد نخست اين مسئله را براى شما يادآور شوم كه حدّاقل بعضى از شما مردم ، من على بن ابي طالب را شناختهايد . شما بوسيلهء سلمان فارسى ، ابو ذر غفارى ، ميثم تمّار ، عمار بن ياسر ، مالك اشتر ، محمد بن ابى بكر ، اويس قرنى و امثال اينان كه راه زندگى تكاملى را با شهامت انسانى والائى پيمودهاند ، تا حدودى از عقل و وجدان من آگاه گشتهايد . باضافهء شناسائى اين مردان راه حق ، هر كسى از شما كم و بيش با وضع روحى من آشنايى پيدا كرده است . بالاتر از اينها ، از اعماق وجدانم بشما فرياد زدهام كه : « انا اريدكم للَّه » .
( من شما را براى خدا مى خواهم ) .
خواهيد گفت : يادآورى مجدّد اين ديدگاه چه علتى دارد بسيار خوب ، ما با شواهد و دلايل فراوان درك كردهايم كه تو على بن ابي طالب از ديدگاه بسيار والاتر از ديدگاه زمامداران معمولى بر اجتماع مى نگرى .
بلى حالا كه تمام زندگى من اين حقيقت را بشما اثبات كرده است كه من
[١] ط ٣٤ ج ١ ص ٨٠ .