ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥ - اصل دوم
نيست كه با محدوديت قلمرو حواسّ مخالفتى داشته باشد . روح با شكوفان شدن ابعاد عميقش ، از مجموعهء متشكل الاجزاء و روابط طبيعت ، روزنههاى پر فروغ به عالم بالاتر از طبيعت مى گشايد و با شعاع عظمت الهى رابطه بر قرار ميكند . تنها با اين رابطه است كه انسان اجزاى هستى را چونان حبابهايى محدود در اقيانوس بيكران مشيت خداوندى در مى يابد .
( « قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي » ) ( الكهف آيه ١٠٩ ) .
( بآنان بگو : اگر دريا مركبى براى نوشتن مشيّتهاى پروردگارم باشد ، دريا تمام مى شود ، پيش از آنكه مشيّتهاى پروردگارم تمام شود ) .
( « وَلَوْ أَنَّ ما فِي الأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَالْبَحْرُ يَمُدُّه مِنْ بَعْدِه سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ الله » ) ( لقمان ٢٧ ) .
( اگر همهء درختان روى زمين قلم شوند و دريا و بدنبالش هفت درياى ديگر مركبش باشد ، مشيّتهاى خداوندى تمام نمى شود ) .
< شعر > روز و شب با ديدن صيّاد مستم در قفس بس كه مستم نيست معلومم كه هستم در قفس هر قطره اى در اين ره صد بحر آتشين است دردا كه اين معمّا شرح و بيان ندارد < / شعر > مگر چنين نيست كه در حالات عشق ، آن موضوع معشوق كه حتى اگر محدود - ترين موضوعات بوده باشد ، قيافهء بىنهايت خود را پيش ديدگان عاشق مى گستراند اصل دوم احساس زندگى آزادانه اى كه تنها جنبهء ذهنى و روانى محض دارد ، نمى تواند جلو تحرّك حيات را كه خواهان باز شدن ابعاد است ، بگيرد . خلاصه كردن حيات جوشان در مقدارى كار دستى يا فكرى ، همراه با مقدارى وسايل تخدير در اشكال گوناگونش ، با سايه اى از پيروزىهاى خيالى يا واقعى در گذشته و مقدارى هنرهاى