ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٥ - عنصر سوم
مزبور بقدرى است كه احتياجى به توصيه براى كسى كه زندگى خود را مى خواهد ، ديده نمى شود . كسى كه در چاه افتاده است و هدف او نجات دادن حيات خويش است ، تمام عوامل درك و شعور خود را براى تشخيص دو جنبهء جبرى و اختيارى هدف مزبور و همچنين براى افزودن به قدرت و اختيار خويش بكار خواهد انداخت ، بلكه در اين گونه هدفهاى حياتى ، اصل اول كه تشخيص جنبهء جبرى و اختيارى هدف است ، در مقابل شدت تحريك اصل دوم كه دريافت قدرت و افزودن به آن است ، اهميت خود را از دست مى دهد . گويى در اين گونه هدفهاى حياتى ، يك اصل بيشتر وجود ندارد ، آن هم اصل دوم است كه به دريافت صحيح قدرت و افزودن به آن تحريك مى نمايد .
وسيله
وسيله - عبارت از هر چيزى است كه بتواند در راه تحقق بخشيدن به هدف مؤثر بوده باشد . با توجّه باين تعريف ، روشن مى شود كه وسيله يك مفهوم عمومى است كه شامل كمترين تأثير تا حدّ اعلاى دخالت در تحقق هدف مى باشد ، با اين خصوصيت كه توجه و اشتياق به وسيله ، آلى و استخدامى بوده و توجه و اشتياق به هدف استقلالى مى باشد .
نسبيت هدفها و وسيله ها
نسبيت هدفها و وسيله ها يك مقدمهء مختصر را پيش از ورود به بيان نسبيت هدف و وسيله مورد توجه قرار مى دهيم : متفكرين و نويسندگانى هستند كه از كلمهء نسبيت ، آرمانهاى مطلق معرفتى و زندگانى عينى را استخراج مى كنند .
اين سؤال اساسى براى ما مطرح است كه آيا نسبيت مفهوم مستقلى است كه بدون دريافت مفهوم مخالف آن ، يعنى مفهوم مطلق مى تواند قابل درك بوده باشد آيا امكان دارد ما فرد را بدون زوج ، جزء را بدون كلّ ، منها را بدون بعلاوه ، تاريكى را بدون روشنايى ، كوچك را بدون بزرگ ، متناهى را بدون غير متناهى دريافت نمائيم مسلم است كه دريافت هر يك از امور مزبور بدون توجه و دريافت مفهوم مخالف آن امكانپذير نمى باشد ، زيرا اصل اولى و بديهى در مفاهيم اضافى ( كه رابطهء تضايف دارند ) اينست كه تصور هيچ يك بدون تصور يا دريافت ديگرى ممكن