ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٤ - ١١ - توجيه منطقى رابطهء فرد و اجتماعى
تعريف فرد
تعريف فرد - گاهى فرد در مقابل كلَّى قرار داده مى شود ، در اين حال معناى فرد عبارت است از يك موجود مشخص كه داراى موجوديت و تعيّن مخصوص به خود ميباشد . اين تعيّن شخصى مانع از آن است كه دو فرد از همهء جهات و خصوصيات عين يكديگر بوده باشند ، اگر چه تشابه كامل ميان آن دو وجود داشته باشد . مفهوم آن كلَّى كه فرد باين معنا در مقابلش قرار گرفته است ، عبارت است از مفهوم وسيعى كه شامل همهء افراد آن بوده باشد ، مانند كلَّى انسان كه بهمهء افراد انسانى قابل تطبيق است . و هر يك از افراد انسانى مانند حميد ، على ، حسن . . . كه موجود مشخص و تعين يافتهء عينى است ، فردى از كلى انسان مى باشد . چهار اصطلاح ديگر براى اين فرد بكار مى رود : جزئى ، شخصى ، مصداق ، مورد .
گاهى ديگر فرد در مقابل اجتماع منظور مى گردد . در اين صورت مقصود از فرد يك انسان است داراى تمايلات و نيروها و فعّاليتها و استعدادهاى مخصوص به خود .
تعريف اجتماع
تعريف اجتماع - معناى اجتماعى تركب و تشكل دو انسان و بيشتر است كه مجبور مى شوند براى همزيستى دست از نامحدود بودن تمايلات و نيروها و فعاليتها و استعدادهاى شخصى خود بردارند . در بارهء ملاك و يا عامل اصلى اجتماع اختلاف نظر زيادى ميان محققان بوجود آمده است : آيا ملاك اجتماع زندگى در يك محل است كه بنام وطن ناميده مى شود آيا ملاك و عامل اصلى هم نژاد بودن است يا هم آيين و هم ايده ئولوژى بودن ملاك يك اجتماع است همزبانى و اشتراك در سود و زيان و غير ذلك را هم بعنوان ملاك اصلى تشكل اجتماع دانستهاند .
بنظر مى رسد كه براى تعيين ملاك اصلى اجتماع ، بايستى انواع گوناگون تشكل انسانها را در نظر گرفت و ملاك هر يك را جداگانه منظور نمود . بدانجهت كه در تعريف و روشن ساختن دو مفهوم فرد و اجتماع ، مباحث مشروحى از ناحيهء دانشمندان