ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٧ - هدف من از پذيرش زمامدارى
امان داشته باشند و كيفر و مجازات و قوانين تو كه راكد شده است ، به جريان بيافتد . ) هدف من از پذيرش زمامدارى اكنون على بن ابي طالب ( ع ) در مقام نيايش است .
نيايش يعنى چه نيايش عبارت است از برقرار كردن رابطه ميان بىنهايت كوچك ( انسان ) و بىنهايت بزرگ ( خدا ) با جدىترين حالات روانى . در اين حالت همهء قوا و استعدادهاى عقلانى و وجدانى و آرزوها و اميدها با تحريك قوىترين اراده بسيج شده ، انسانها را تا منطقهء جاذبهء ربوبى بالا مى برد .
در اين حالت روحانى واقعيت و خواستههاى شخصيت آدمى از همهء سطوح و لابلاى موجوديتش بيرون آمده مانند تابلوئى بىاختيار زيردست نقاش ازل و ابد قرار مى گيرد . آدمى در اين موقعيت نه تنها موجودات پيرامونش را ، بلكه جهان هستى را رصدگاهى براى نظارهء كمال بىنهايت مى بيند و نظارهء كمال بىنهايت را بر همهء اجزاء و شئون موجوديت خويشتن نيز بخوبى مشاهده مى كند و احساس مى كند كه هيچ چيزى از موجوديت او بر كمال بىنهايت پوشيده نيست ، لذا وقتى كه در اين حال به راز و نياز مى پردازد ، جز واقعيتهاى خود را در ميان نمى گذارد .
« على بن ابي طالب ( ع ) » كه در خواب و بيداريش ، در شادى و اندوهش ، در تنهايى و در جمع بودنش . . . وضع نيايش دارد ، معلوم است كه هنگامى كه وضع خاص و مستقيم دعا و مناجات پيدا مى كند ، در چه موقعيتى قرار مى گيرد : خداوندا ، تو خود مى دانى كه هدف تلاش و كوششهاى من در اين زندگى كه عنايتم فرموده اى ، چيست من در همهء لحظات زندگىام : مى بينم ترا ، مى شنوم صداى ترا ، لمس مى كنم تجسم مشيت ترا ، مى چشم طعم روزى ترا ، مى بويم گلها و رياحين كوى ترا ، انديشه هايم نمى گيرد جز سراغ ترا ، هر چه را در اين زندگانى مورد علاقه قرار دهم ، جز اين نيست كه « مى خواهم ترا » .
اين نابخردان كوردل با صورت خود در آيينه سخن مى گويند ، بگمان اين