ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٢ - جملهء سوم
محمد عبده اين جريان تكاملى اعلا را در امير المؤمنين تشخيص داده و براى او چنين « شدن » هاى تكاملى ملكوتى را مى پذيرد .
جملهء سوم - « صداى گويندهء حكمت را مى شنيدم كه واقعيات صحيح را به پيشتازان و زمامداران گوشزد مى كرد و موقعيتهاى ترديدآميز و بدگمانى را براى آنان نشان مى داد و از لغزشهاى اضطرابآور بر حذرشان مى داشت و آنان را به دقايق سياست و طرق كياست راهنمايى مى كرد » .
اين همان فلسفهء پايدار افلاطونى در مديريت اجتماعى است كه مى گفت .
متصديان شئون زندگى دسته جمعى بايستى حكماء بوده باشند تا مردم را با واقعيات صحيح راهنمائى و توجيه نمايند . و با اين روش است كه دو گروه پيشرو و پيرو از يكديگر وحشت و هراسى نخواهند داشت . توجّه شايسته اى كه محمد عبده در بارهء على ( ع ) نموده است ، اينست كه در تعبير خود كلمهء « حكمت » را آورده است ، نه فلسفه را ، زيرا آنچه كه انسانها را رو به آرمانهاى تكاملى پيش مى برد حكمت است ، نه فلسفه . تفاوت ميان حكمت و فلسفه ، تفاوت ميان فراگرفتن و « شدن » است .
فلسفه عبارت است از فراگيرى مسائل كلى دو قلمرو انسان و جهان ، بدون آنكه اين مسائل بطور حتم ، دگرگونى تكاملى در فراگيرنده بوجود بياورد . در صورتى كه حكمت عبارت است از فراگيرى مسائل كلَّى دو قلمرو انسان و جهان و استخدام آن ، در « شدن » هاى تكاملى خود و ديگران . بدان جهت كه حكمت اين امتياز تكاملى را در بردارد ، لذا در قرآن مجيد در آيات فراوانى مورد عاليترين تمجيد و هدف بعثت پيامبران الهى معرفى نموده است . از آن جمله : ( « كَما أَرْسَلْنا فِيكُمْ رَسُولًا مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ » ) [١] ( چنانكه از شما پيامبرى براى شما فرستادم ، آيات ما را براى شما تلاوت كند و شما را تزكيه و پاك گرداند و كتاب و حكمت را براى شما تعليم بدهد ) .
اين مضمون در موارد زير آمده است :
[١] البقرة آيه ١٥١ .