ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٣ - مرا در مقابل وظيفه اى كه انجام دادهام سپاس خوشايند نگوئيد
( مرا در مقابل وظيفه اى كه انجام دادهام سپاس خوشايند ننماييد ، آزاد ساختن شخصيت از چنگال تمايلات و روانه كردن آن بسوى خداوند و بسوى شما كه [ جلوه گاه مشيّت خداوندى هستيد ] سپاسگذارى ندارد . من جز اين كارى نمى كنم كه بمقتضاى تكليف انسانى - الهىام ، حقوق حيات فردى و اجتماعى شما را كه از بجا آوردنش فارغ نشدهام ، ادا مى كنم و وظايف واجب و ضرورى را كه بايستى اجرا كنم انجام مى دهم . گفتگويتان با من مانند گفتگو با جباران روزگار نباشد .
در برابر من از تسليم و خوددارى كه در مقابل اقوياى پرخاشگر داريد ، بپرهيزيد .
با قيافهء ساختگى و ظاهر سازى با من آميزش نكنيد . گمان مبريد هنگامى كه سخن حق به من گفته شود براى من سنگينى خواهد كرد ، يا خودم را از آن حق بالاتر قرار خواهم داد ، زيرا كسى كه شنيدن سخن حق يا نشان دادن عدالت براى او ، سنگينى كند ، عمل به حق و عدالت براى او سنگينتر خواهد بود . در برابر من از گفتن حق و مشورت براى تحقق بخشيدن به عدالت خوددارى نكنيد . اگر عنايت خداوندى كه مالكتر از من به من است ، كفايتم نكند ، من داراى شخصيتى فوق خطا نيستم . قطعى است كه من و شما بندگان مملوك پروردگارى هستيم كه جز او خداوندى وجود ندارد . او است مالك مطلق نفوس ما كه بالاتر از مالكيّت خود ما است .
او است كه ما را از مراحل پايين حيات به مراتب عالى آن حركت داده ، گمراهى ما را به هدايت و نابينايى ما را به بينائى مبدل ساخته است ) .
مرا در مقابل وظيفه اى كه انجام دادهام سپاس خوشايند نگوئيد « اى تكليف ، اى نام بلند و بزرگ ، خوشايند و دلربا نيستى ، امّا گاهى ارادهء انسانها را بجنبش در مى آورى ، قانونى كه وضع مى كنى بخودى خود در نفس راه مى يابد . و همهء تمايلات با آنكه در درون بخلاف تو رفتار مى كنند ، در پيشگاه تو ساكتند . اى تكليف ، اصلى كه شايستهء تست و از آن برخاسته اى كدام است ريشهء نژاد ارجمند ترا كجا توان يافت كه او با كمال مناعت از خويشاوندى با تمايلات يكسره گريزان است .
ارزش حقيقى كه مردم بخود بتوانند بدهند از همان اصل و ريشه برمى آيد